06 / 07 /1404
به گزارش خبرگزاری آنا، مهاجرت نخبگان، بهویژه در حوزههای علمی و پژوهشی، یکی از چالشهای ساختاری و پیچیدهای است. این پدیده تنها به خروج فیزیکی افراد ممتاز از مرزها محدود نمیشود، بلکه اغلب با «مهاجرت ذهنی» آغاز میشود؛ فرآیندی که در آن نخبگان، بهدلیل فقدان فضای مناسب برای رشد، بیتوجهی ساختارهای علمی و اداری، و نبود سازوکارهای شناسایی و حمایت از استعدادها، دیگر انگیزهای برای خلق، نوآوری و مشارکت فکری نمییابند. در چنین شرایطی، حتی اگر فرد در کشور بماند، حضورش بهصورتی غیرفعال و ساکت خواهد بود.
در این میان، نقش دانشگاهها بهعنوان قلب تپنده نظام علمی کشور، بیش از پیش مورد توجه قرار میگیرد. دانشگاههایی که باید بستری برای شکوفایی استعدادها باشند، گاه بهدلیل تمرکز یکسویه بر آموزش نظری، نبود برنامههای هدفمند شناسایی نخبگان، و معیارهای نادرست ارزیابی علمی، خود به عاملی برای دلسردی و فرسایش ذهنی تبدیل میشوند.
با این حال، مهاجرت بهخودیخود همیشه منفی نیست؛ زمانی که همراه با بازگشت و انتقال دانش باشد، میتواند بهعنوان بخشی از چرخهای سالم توسعهای محسوب شود. اما زمانی که بهدلیل بسته بودن درهای فرصتها و نبود امید به تغییر، بهصورت دائمی و بدون بازگشت رقم بخورد، خسارتی جبرانناپذیر برای سرمایههای فکری کشور بهشمار میآید.
