وقتی ادبیات «ونگوگ» را جاودانه کرد

زندگی دراماتیک، مرگ تراژیک و رنج‌های انسانی ونگوگ، وجهی جذاب به زندگی ونگوگ داده است. گویی او به این دنیا آمد تا رنج بکشد و بعد زندگی پرفراز و نشیبش، به سوژه‌ای جذاب برای آیندگان تبدیل شود. این هم یکی از شوخی‌های تلخ روزگار است؛ روزگاری که با برخی هنرمندان سر سازش ندارد و به هر طریقی سعی در آزارشان دارد.

زندگی دراماتیک، مرگ تراژیک و رنج‌های انسانی ونگوگ، وجهی جذاب به زندگی ونگوگ داده است. گویی او به این دنیا آمد تا رنج بکشد و بعد زندگی پرفراز و نشیبش، به سوژه‌ای جذاب برای آیندگان تبدیل شود. این هم یکی از شوخی‌های تلخ روزگار است؛ روزگاری که با برخی هنرمندان سر سازش ندارد و به هر طریقی سعی در آزارشان دارد.

جوان آنلاین: ونسان ونگوگ، مشهورترین، محبوب‌ترین و پرآوازه‌ترین نقاش دنیای امروز است. نقاشی‌های او در سراسر جهان در قالب‌های مختلفی به فروش می‌رسد و طرفداران خودش را دارد، برخی تابلوهایش را می‌خرند و برخی دیگر نقاشی‌هایش را در قالب لوازم تزئینی به کار می‌برند.

شب پرستاره، گل‌های آفتابگردان، شب‌های روشسن و پرتره‌های ونگوگ معروف‌ترین نقاشی‌های ونگوگ هستند که روزانه در تیراژ بالا چاپ می‌شود و مشتریان خودش را دارد. چنین استقبالی از آثار یک هنرمند در زمان مرگش، یکی از آن تراژدی‌ها و تناقض‌های دنیای هنر است. ونگوگ زمانی که زنده بود، در انبوهی از درد و رنج و تنهایی زندگی کرد و به هیچ عنوان نتوانست از نقاشی‌هایش امرار معاش کند.

او برای فرار از تلخی‌های دنیای واقع به عالم نقاشی پناه می‌برد ولی در آنجا چیزی عایدش نمی‌شد. نقاشی‌هایش طرفدار خاصی نداشت و کسی هنر او را جدی نمی‌گرفت. تنها یکی از نقاشی‌هایش در زمان حیاتش به کمک برادرش، تئو به فروش رفت و تازه پس از مرگ ونگوگ بود که ارزش‌های هنری نقاشی‌هایش بر همه عیان شد.

زندگی دراماتیک، مرگ تراژیک و رنج‌های انسانی ونگوگ، وجهی جذاب به زندگی ونگوگ داده است. گویی او به این دنیا آمد تا رنج بکشد و بعد زندگی پرفراز و نشیبش، به سوژه‌ای جذاب برای آیندگان تبدیل شود. این هم یکی از شوخی‌های تلخ روزگار است؛ روزگاری که با برخی هنرمندان سر سازش ندارد و به هر طریقی سعی در آزارشان دارد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *