يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ – ۲۳:۰۴
به رغم رویاپردازیهای ترامپ که خود را فاتح جنگی بزرگ معرفی میکند و در رویدادی مهم در اعترافی قابل توجه اذعان میکند که ایران با موشکهای بالستیک به یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی حمله کرده و آمریکا نیز سه نفتکش حامل نفت خام ایران را هدف قرار داده است. سنتکام اعلام کرد: یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن موشکانداز آمریکایی با موفقیت از چندین حمله بیدلیل ایران جان سالم به در بردند. این سخنان در حالی مطرح می شود که ترامپ با تغییر نام جنگ علیه ایران از خشم حماسی به «عملیات برونمرزی در منطقه مسئولیت سنتکام» به دنبال نمایش پیروزی بر ایران با اهداف انتخاباتی و مدیریت بازارهای مالی بوده که اعتراف سنتکام منبی بر حمله ایران به ناوهای آمریکایی اعترافی آشکار به توان بالای نظامی نیروهای مسلح است که پس از 6 ماه جنگ نه تنها تضعیف نشده بلکه توان اقدام علیه ناوهای آمریکا را نیز ارتقا داده است. این اقتدار ایران میتواند تشدید فشار جمهوریخواهان بر ترامپ و نیز افزایش نگرانی جامعه آمریکا از تبعات اقتصادی جنگ را به همراه داشته باشد چنانکه نظر سنجیها نیز از وضعیت بحرانی ترامپ و جمهوریخواهان حکایت دارد.
سنتکام در حالی فرار ناوهای آمریکایی را یک دستاورد بزرگ مینامد که این فرار خود اعتراف بزرگ به زوال ارتشی است که روزی خود را حاکم بلاشرط آبراههای جهان می نامید که نام هر کدام از ناوهایش لرزه بر اندام کشورها می انداخت. اذعان به حمله ایران و ناتوانی ناوها در پاسخگویی به آن، بعد جدیدی از وضعیت بحرانی نیروی دریایی آمریکا را نشان میدهد چنانکه گزارشهای منتشره از ناو آبراهام لینکنم مبنی بر بی غذایی و بحرانهای روانی و زیستی 5 هزار نیروی حاضر در آن و سپس رسوایی فساد و تباهی این نیروها در پاتایا، سندی بر این شرایط بحرانی است.
واکنش هگست وزیر جنگ آمریکا به هدف قرار گرفتن ناوهای آمریکایی نیز در جای خود جای تامل دارد. او تهدید کرد که اگر ایران به کشتیهای آمریکایی شلیک کند، آمریکا در پاسخ «نفتکشهایشان را نابود میکند» این سخنان هگست بیش از آنکه بیان یک تهدید و هشدار باشد از یک سو مهر تاییدی بر اعترافات و گزارشهایی است که از وضعیت بحرانی در انبارهای تسلیحاتی آمریکا حکایت دارد چنانکه اخیرا نهادهای اطلاعاتی آمریکا از مصرف شدن بخش عمدهای از تسلیحات رهگیری و عملیاتی آمریکا در جنگ رمضان خبر دادند و دیوید پترائوس، رئیس پیشین سازمان سیا و فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در منطقه نیز اذعان میکند که ما در این درگیری مشخص، احتمالاً حدود نیمی از موشکهای رهگیر خود را مصرف کردهایم. هگست واکنش به حملات ایران به ناوهای آمریکایی را نه عملیات نظامی گسترده و سنگین بلکه اقدام علیه نفت کشها عنوان میکند که خود می تواند ناشی از آگاهی از وضعیت بحرانی در تاب آوری نظامی آمریکا باشد.
از سوی دیگر این سخنان بیانگر تغییر در ماهیت رفتاری آمریکاست که محور نظامی آن حفظ شده است اما محور عملیاتی آن با تغییراتی اساسی همراه است. آمریکا پیش از این عنوان کرده بود که در برابر هر حملهای زیرساختهای ایران را هدف قرار خواهد داد حال آنکه واکنشهای قاطع ایران به تهدیدات که دامنه آن به اردن نیز رسیده است و تهدیدات مقامات نظامی و سیاسی ایران که زدن زیر ساختها برابر با خاموش کردن تمام منطقه عنوان کردهاند، سطح هزینههای آمریکا را بالا برده است.
در برابر این بازدارندگی به نظر میرسد آمریکا معادلهای جدید را در پیش گرفته است و آن زدن زیر ساختهای اقتصادی ایران با تکیه بر نفتکشها است. اهمیت نفتکشها آن است ک فروش نفت به معنای تامین بخش عمدهای از منابع مالی ایران است لذا زدن هر نفت کش میتواند بخشی از جنگ اقتصادی علیه ایران باشد. در برابر چنین راهبرد جدیدی به نظر میرسد که ایران نیز باید به دنبال باز تعریف واکنشها به تهدیدات آمریکا علیه زیر ساختهای ایران باشد بگونهای که هزینه زدن هر نفت کش برای آمریکا چنان سنگین شود که در نهایت به یک بازدارندگی موثر مبدل گردد. قطعا زدن پایگاههای آمریکایی در منطقه نمیتواند این ظرفیت سازی را محقق سازد بلکه نیازمند طراحیهای جدید و افزایش دامنه واکنشهایی است که از یک سو هزینه آن بر اقتصاد آمریکا و معیشت مردمش اثر گذار باشد و از سوی دیگر متحدان آمریکا و اقتصاد جهانی را نیز به تحریک علیه آن کشور وادار سازد.
سنتکام در حالی فرار ناوهای آمریکایی را یک دستاورد بزرگ مینامد که این فرار خود اعتراف بزرگ به زوال ارتشی است که روزی خود را حاکم بلاشرط آبراههای جهان می نامید که نام هر کدام از ناوهایش لرزه بر اندام کشورها می انداخت. اذعان به حمله ایران و ناتوانی ناوها در پاسخگویی به آن، بعد جدیدی از وضعیت بحرانی نیروی دریایی آمریکا را نشان میدهد چنانکه گزارشهای منتشره از ناو آبراهام لینکنم مبنی بر بی غذایی و بحرانهای روانی و زیستی 5 هزار نیروی حاضر در آن و سپس رسوایی فساد و تباهی این نیروها در پاتایا، سندی بر این شرایط بحرانی است.
واکنش هگست وزیر جنگ آمریکا به هدف قرار گرفتن ناوهای آمریکایی نیز در جای خود جای تامل دارد. او تهدید کرد که اگر ایران به کشتیهای آمریکایی شلیک کند، آمریکا در پاسخ «نفتکشهایشان را نابود میکند» این سخنان هگست بیش از آنکه بیان یک تهدید و هشدار باشد از یک سو مهر تاییدی بر اعترافات و گزارشهایی است که از وضعیت بحرانی در انبارهای تسلیحاتی آمریکا حکایت دارد چنانکه اخیرا نهادهای اطلاعاتی آمریکا از مصرف شدن بخش عمدهای از تسلیحات رهگیری و عملیاتی آمریکا در جنگ رمضان خبر دادند و دیوید پترائوس، رئیس پیشین سازمان سیا و فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در منطقه نیز اذعان میکند که ما در این درگیری مشخص، احتمالاً حدود نیمی از موشکهای رهگیر خود را مصرف کردهایم. هگست واکنش به حملات ایران به ناوهای آمریکایی را نه عملیات نظامی گسترده و سنگین بلکه اقدام علیه نفت کشها عنوان میکند که خود می تواند ناشی از آگاهی از وضعیت بحرانی در تاب آوری نظامی آمریکا باشد.
از سوی دیگر این سخنان بیانگر تغییر در ماهیت رفتاری آمریکاست که محور نظامی آن حفظ شده است اما محور عملیاتی آن با تغییراتی اساسی همراه است. آمریکا پیش از این عنوان کرده بود که در برابر هر حملهای زیرساختهای ایران را هدف قرار خواهد داد حال آنکه واکنشهای قاطع ایران به تهدیدات که دامنه آن به اردن نیز رسیده است و تهدیدات مقامات نظامی و سیاسی ایران که زدن زیر ساختها برابر با خاموش کردن تمام منطقه عنوان کردهاند، سطح هزینههای آمریکا را بالا برده است.
در برابر این بازدارندگی به نظر میرسد آمریکا معادلهای جدید را در پیش گرفته است و آن زدن زیر ساختهای اقتصادی ایران با تکیه بر نفتکشها است. اهمیت نفتکشها آن است ک فروش نفت به معنای تامین بخش عمدهای از منابع مالی ایران است لذا زدن هر نفت کش میتواند بخشی از جنگ اقتصادی علیه ایران باشد. در برابر چنین راهبرد جدیدی به نظر میرسد که ایران نیز باید به دنبال باز تعریف واکنشها به تهدیدات آمریکا علیه زیر ساختهای ایران باشد بگونهای که هزینه زدن هر نفت کش برای آمریکا چنان سنگین شود که در نهایت به یک بازدارندگی موثر مبدل گردد. قطعا زدن پایگاههای آمریکایی در منطقه نمیتواند این ظرفیت سازی را محقق سازد بلکه نیازمند طراحیهای جدید و افزایش دامنه واکنشهایی است که از یک سو هزینه آن بر اقتصاد آمریکا و معیشت مردمش اثر گذار باشد و از سوی دیگر متحدان آمریکا و اقتصاد جهانی را نیز به تحریک علیه آن کشور وادار سازد.
قاسم غفوری
