هر موشکی که از ایران بلند میشود، هر پهپادی که در تاریکی از روی دریا یا از دل کویر نزدیک میشود، در واقع فقط بهسمت یک پایگاه یا یک شهر نمیرود؛ بهسمت اعتبار یک سپر دفاعی هم میرود. سپری که واشنگتن و تلآویو سالها روی آن سرمایهگذاری کردهاند تا ثابت کنند میشود خاورمیانه را از زیر باران موشک و پهپاد عبور داد. اما سؤال مهم حالا این است: وقتی حملات از حالت محدود و نمادین خارج شود و به شکل موجی، ترکیبی و چندلایه انجام شود، این سپر واقعاً چقدر دوام میآورد؟
وقتی آسمان تبدیل به میدان حسابکشی میشود؛ سپر موشکی آمریکا و اسرائیل در برابر موج حملات ایران چقدر دوام میآورد؟
هر موشکی که از ایران بلند میشود، هر پهپادی که در تاریکی از روی دریا یا از دل کویر نزدیک میشود، در واقع فقط بهسمت یک پایگاه یا یک شهر نمیرود؛ بهسمت اعتبار یک سپر دفاعی هم میرود. سپری که واشنگتن و تلآویو سالها روی آن سرمایهگذاری کردهاند تا ثابت کنند میشود خاورمیانه را از زیر باران موشک و پهپاد عبور داد. اما سؤال مهم حالا این است: وقتی حملات از حالت محدود و نمادین خارج شود و به شکل موجی، ترکیبی و چندلایه انجام شود، این سپر واقعاً چقدر دوام میآورد؟
در چند سال اخیر، ایران از یک زرادخانه صرفاً موشکی فاصله گرفته و به سمت حمله ترکیبی رفته؛ یعنی استفاده همزمان از موشکهای بالستیک، کروز، پهپادهای انتحاری، پهپادهای فریب، اهداف کاذب و حتی فشارهای الکترونیکی برای گیج کردن سامانه دفاعی. این همان چیزی است که پدافند را از یک عملیات فنی به یک آزمون استقامت تبدیل میکند. اگر یک موشک بالستیک بهتنهایی شلیک شود، احتمال رهگیریاش در یک شبکه پدافندی منسجم بالاست. اما اگر همزمان چند بالستیک، چند کروز کمارتفاع، چند پهپاد که هر تهدیدی باید از چند دروازه رد شود تا به هدف برسد. مشکل اینجاست که روی کاغذ، همهچیز همیشه خیلی تمیزتر از میدان جنگ به نظر میرسد.
