کارشناس آموزش در گفتوگو با «جوان»: گاهی حقوق برخی از معلمان کفاف هزینه رفت و آمدشان را هم نمیدهد. در چنین شرایطی آنها سالیان سال شرایط استثمارگونه را تحمل کردند تا به قرارداد کار معین برسند
جوان آنلاین: قرار بود پای کار بیایند و کمک حال شوند، اتفاقاً پای کار هم بودند. درست در روزهایی که دست آموزش و پرورش به دلیل کمبود نیرو زیر سنگ بود. اما کار که راه افتاد، وعدهها به دست فراموشی سپرده شد؛ وعده استخدام. بدون شک حداقل کاری که میشد برایشان انجام داد، این بود که حقوق و مزایای شغل معلمی درنظر گرفته شود، برای آنها که به وقت نیاز، دست رد به سینه آموزش و پرورش نزدند. بارها و بارها وعدههایی به آنها داده شد، اما با گذشت سالها هنوز این وعدهها محقق نشده است، آنهم در شرایطی که آموزش و پرورش همچنان با کمبود معلم مواجه است و برای جبران این نیاز گاهی اضافه کار معلمان رسمی را بیشتر میکند و گاه نیز از طرحهایی، چون خرید خدمات آموزشی و استفاده از نیروی حقالتدریس رو میآورد. اقداماتی که اگرچه میتواند تا حدی مشکل ناشی از کمبود معلم را حل کند، اما پرواضح است که حقوق پایین و نبود بیمه انگیزه معلمان را تحتتأثیر قرار داده و اجازه نمیدهد تا آنها، آنطور که باید و شاید کارآمد باشند.
در واقع عدم تصمیمگیری درست در این زمینه باعث شده تا نه فقط نیروی خرید خدمات از درآمد خود رضایت نداشته باشد و از عهده هزینههای زندگی برنیاید و هم دانشآموزان از تعلیم و تربیت باکیفیت محروم باشند. نیاز به توضیح نیست معلمی که دغدغه تأمین معاش خود را دارد نمیتواند آنطور که باید و شاید مثمر ثمر باشد. در واقع بیتوجهی به جلب رضایت افرادی که در وقت لزوم عصای دست آموزش و پرورش هستند و کمبودهای آن را پوشش میدهند، سرنوشت سرمایههای یک کشور (تکتک دانشآموزان) را تحتتأثیر قرار میدهد.
جلسات مکرر، اما بیحاصل!
گله و نارضایتی نیروهای خرید خدمات به امروز و دیروز برنمیگردد و داستانی قدیمی است که هرگز فکر درستی برای آنها نشده و هر بار هم که قدمی در این راستا برداشته شده، با سنگاندازیهای زیادی مواجه شده، تا جایی که کار نیمه کاره باقیمانده و به هیچ سرانجام مثبتی نرسیده، با وجود این، همچنان شاهد وعدههایی هستیم که هیچ مشخص نیست به نتیجه برسد. حال آنکه کاظمی، وزیر آموزش و پرورش بعد از جلسهای که شهریور ماه با لطیفی، رئیس سازمان امور استخدامی داشته، با خوشنودی از حل و فصل برخی مشکلات به خصوص در زمینه حقوق این افراد گفت: «درباره مدیریت منابع انسانی نیز پیشنهاداتی آماده شده و در حال برنامهریزی است تا موضوع ساماندهی نیروهای خرید خدمت یکبار برای همیشه حل شود و دغدغه معلمان و کلاسهای خالی از معلم مرتفع شود.»
پذیرفتن وعده حل و فصل شدن مشکلات نیروهای خرید خدمات کار چندان آسانی نبود. لطیفی طی سه سال گذشته بارها و بارها جلساتی با وزرای آموزش و پرورش داشته و هرگز در خصوص داستان نیروهای خرید خدمات به هیچ نقطه نظر مثبتی نرسیده که اگر رسیده بود، نیازی به برگزاری جلسه دوباره با وزیر جدید نبود. با وجود این، میشد رضایت را لابهلای کلمات کاظمی مشاهده کرد، اما عمر لطیفی به حل و فصل مشکلات این معلمان نرسید، چراکه او چند هفته بعد جای خود را به علاءالدین رفیعزاده داد؛ رئیس جدیدی که به نظر میرسد خیلی زود جهت حل مشکل نیروهای خرید خدمات به تفاهم رسید، چراکه هفدهم بهمن ماه، کاظمی از تعیینتکلیف قرارداد خرید خدمات معلمان تا پایان ماه (بهمن) خبرداد و سه روز بعد، رفیعزاده اعلام کرد: «جذب حدود ۶ هزار نفر نیروی خرید خدمات در حوزه آموزش و پرورش در استان سیستان و بلوچستان را تأیید کردیم» خبری که بیشک میتواند کورسوی امیدی برای نیروهای خریدخدمات در جایجای کشور باشد. نیروهایی که جمعیت آنها ۲۶ هزار نفر است.
قسمت تلخ ماجرا این است که عمده این نیروهای خرید خدمات در مناطق محروم مشغول به کار هستند. درست همان نقاطی که نیازمند توجه بیشتر است، اما چطور وقتی به معلمان این منطقه توجهی نمیشود میتوان انتظار داشت به دانشآموزان آن توجه شود. حال آنکه توجه به نیروهای خرید خدمات یک معامله دوسر سود است که از یک سو میتواند مانع از کوچ این معلمان شود و از سوی دیگر میتواند بحران آموزش و پرورش در این مناطق (کمبود معلم) را حل و فصل کند. مسئلهای که گاهی از سوی مسئولان نیز بدان اشاره شده و اهمیت بسیار دارد.
خسته از وعدههای بیعمل
«معلم خرید خدمات» در تعریف عمومی به معلمانی گفته میشود که در استخدام رسمی وزارت آموزش و پرورش نیستند و این نهاد در صورت احتیاج و کمبود نیرو در مدارس کشور، به اندازه نیاز ساعت آموزشی خود در مناطق محروم و مناطقی که معلم در آنجا کم است، آنها را جذب میکند.
حال سالیان سال است که این معلمان از وضعیتی که در آن گیر کردهاند گلایه دارند، آنها از شرایط دستمزد و بیمهشان ناراضیاند و بدتر از اینکه نمیدانند وضعیتشان چه زمانی قرار است سرو سامان بگیرد، کلافه هستند. بارها و بارها ساختمانهای مختلف آموزش و پرورش و حتی مجلس شورای اسلامی مراجعه کردند تا صدایشان را به گوش مسئولان برسانند، اما هر بار دست از پا درازتر به خانه بازگشتند!
یکی از معلمان خرید خدمات آموزشی در این رابطه میگوید: «در اوضاع بد و زمانی که آموزش و پرورش با کمبود معلم مواجه شد، کمک کردیم تا کلاسهای درس خالی نماند و آموزش مختل نشود. ما در تمام این سالها برادریمان را ثابت کردیم حال انصاف نیست که با وعدههای توخالی مسئولان سردرگم و یک لنگه پا بمانیم!» او ادامه میدهد: «از سال ۹۳ تا به امروز وعدههای بیشماری به ما دادند، اما دریغ از عمل به آنها، حال دیگر گوشمان از شنیدن حرفهای آقایان مسئول پر است و منتظر اقدام و عمل از سوی آنها هستیم.»
معلم دیگری که در قالب این طرح مشغول به کار است در این رابطه میگوید: «امنیت شغلی نداریم و به امید اینکه قرارداد کار معین داشته باشیم، ماندهایم. حقوق ناچیزی به حسابمان واریز میشود و آن هم با تأخیرهای چند ماهه و گاهی یکساله است! با این اوصاف ما پای کار ماندیم تا بلکه وعدههایشان را عملی کنند و ما از این وضعیت نجات پیدا کنیم، وعدهای که از سالها قبل داده شدهاست؛ اینکه استخدام شویم و رسمیت پیدا کنیم.»
