در طول تاریخ معاصر، همیشه کسانی بودهاند که به امید سرنگونی نظام حاکم، دست یاری به سوی دشمنان خارجی کشور خود دراز کردهاند. این افراد همیشه تصور میکردند چتر نجات نیروهای بیگانه، آنها را به اهدافشان خواهد رساند و زندگی راحتتری را برای آنها رقم خواهد زد، اما بارها تاریخ نشان داده که این افراد تنها تسهیلگران نابودی کشور خود هستند و این چتر یا بسته میماند یا آنها را درست در میانه میدان نبرد رها میکند و بر زمین میکوبد، تجربه تاریخی که متأسفانه در مورد وطن ما نیز اتفاق افتاد.
جوان آنلاین: امروز بعداز گذشت حدود ۴۰ روز از آغاز جنگ و در شرایطی که دشمن صهیونیستی و امریکایی به دلیل ناتوانی در پیروزی در برابر اراده ملت ایران مجبور به پذیرش شروط ایران و قبول آتشبس شدهاست، دیگر نهتنها وطنفروشان جنگطلب، بلکه رسانههای آنها نیز در بهت فرورفتهاند و احساس میکنند دشمن به این وطنفروشان نیز خیانت کردهاست، البته بسیاری از آنها پس از حمله دشمن به زیرساختهای کشور از نیروگاه و فولاد و پتروشیمی گرفته تا دانشگاه و مراکز بهداشتی نیز تمام شعارهای خود را در مورد آزادی ایران پس از تهاجم دشمن و عدم حمله آنها به مردم عادی و زیرساختها، نقش بر آب میدیدند، تلاش کردند با طرح این موارد که ما عاملیتی در این تجاوز نداشتیم، طرح جنگ از قبل ریخته شدهبود و تنها قربانی سیاستهای قدرتها بودیم با عدم پذیرش اشتباه به نوعی فرار به جلو انجام داده از مسئولیت این ویرانیها شانه خالی کنند. امروز نهتنها شورشیان و رسانههای تروریستی، حتی خود پهلوی نیز که تا پیش از این برای حمله به ایران به پای امریکا و صهیونیستها افتادهبود، تلاش دارد خود را از مسئولیت این جنایات نجات دهد، آن هم در حالی که همین افراد در ابتدا، این جنگ را یک مداخله بشردوستانه مینامیدند و خواهان بمباران کشور بودند. حتی تلویزیون اینترنشنال نیز که ۲۴ ساعته این جنگ را «عملیات امریکا و اسرائیل در حمایت از مردم ایران» مینامید، امروز تلاش دارد خود را مخالف جنگ نشان دهد. سؤالی که اکنون وجود دارد، این است که دعوت افرادی از جامعه یک کشور چقدر میتواند عامل تعیینکنندهای برای تجاوز نیروهای خارجی به آن کشور باشد.
سنگبنای آغاز جنگ
پیش از پرداختن به میزان واقعی تأثیر اقدامات جنگطلبان در حمله امریکا و رژیم اشغالگر قدس به ایران باید میزان امید دشمن به حضور بخشی از جامعه را در راستای اهداف او مورد بررسی قرار دهیم و به همین منظور به کمی قبلتر یعنی به خرداد سال ۱۳۸۸ برگردیم، جایی که عدهای به قول رهبر شهید انقلاب نانجیب به اعتماد نظام و مردم خیانت کردند و با طرح شائبه تقلب در انتخابات سنگبنای بیاعتمادی بین بخشی قابل-توجهی از مردم و نظام را گذاشتند، همین خیانت موجب شد دشمنی که تا روز قبل از انتخابات بهدلیل اطمینان از جایگاه استوار جمهوری اسلامی ایران در میان مردم دست دوستی به سمت ایران دراز کردهبود، راه تحریمهای همهجانبه را در پیش گیرد و تلاش کند تا جای ممکن زندگی بر ایران سخت شود، تا نهایتاً مردم ایران با شورش از درون و بدون حمله خارجی نظام خود را ساقط کنند.
دشمن در این سالها با افزایش فشارهای تحریمی طی سالهای گذشته موفق شد در کنار برخی از سوءتدبیرهای مسئولان به شکل متناوب، شورشهایی را در سالهای گذشته در ایران رقم بزند، هر چند کشور از هر کدام از این فتنهها با درایت مردم و هدایت رهبر شهید انقلاب عبور کرد، اما این اتفاقات موجبات ریزش بخشی از جامعه ایرانی از نظام اسلامی را نیز در پی داشت. این روند نهایتاً به فتنه اخیر منجر شد که امروز رئیسجمهور تروریست ایالاتمتحده به راحتی اعتراف میکند برای آن برنامهریزی قبلی انجام شدهبود و تروریستهای تجزیهطلب کرد همراه شورشیان داخلی برای آن توسط امریکا و صهیونیستها مسلح شدهبودند؛ موضوعی که به خوبی نشان میدهد به چه دلیل اعتراضات کنترلشده توسط بخشی از جامعه به وضع اقتصادی بعد از فراخوان پهلوی به یکباره تبدیل به جنگ خیابانی شد و از میان مردمی که در خیابانها شعار میدادند، اسلحهها به سمت نیروهای انتظامی نشانه رفت.
