25 شهريور 1398
از مظلومیت و غربت بروجردی به تنگ آمدم. به سراغش رفتم و گفتم: برادر بروجردی! وضع خیلی نگران کننده است. مردان سیاسی شهر، شما رو قبول ندارند و علیه شما تبلیغ می کنند. مردم عادی هم که به شما به چشم یک بیگانه نگاه میکنند.
بُرشهایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «میرزا محمد پدر کردستان» به
روایت نهم؛ بختیاری
اوایل جنگ در کردستان کار بسیار مشکل بود. مردم به بچههای پاسدار و علیالخصوص به بروجردی به چشم یک خارجی نگاه میکردند.
