وصلت با حاج محمد را مرهون توسل به شهید سلیمانی هستم

شهید حاج محمد بیرانوند یکی از شهدای جنگ ۱۲ روزه است که پدرش نیز از رزمندگان جنگ تحمیلی بود و حاج محمد راه پدری را ادامه داد که او نیز، چون اجدادش از این آب و خاک در برابر تجاوز بیگانگان دفاع کرده بود

شهید حاج محمد بیرانوند یکی از شهدای جنگ ۱۲ روزه است که پدرش نیز از رزمندگان جنگ تحمیلی بود و حاج محمد راه پدری را ادامه داد که او نیز، چون اجدادش از این آب و خاک در برابر تجاوز بیگانگان دفاع کرده بود

جوان آنلاین: خرم‌آباد مرکز استان قهرمان‌پروری است که در دل کوه‌ها و دشت‌های باصفایش رزمندگان بسیاری را پرورش داده است. چه در هشت سال دفاع مقدس یا تجاوز نظامی اخیر رژیم صهیونیستی و امریکا به ایران، لرستانی‌ها در کنار دیگر اقوام ایرانی، قهرمانانه جنگیدند و حماسه‌های ماندگاری خلق کردند. شهید حاج محمد بیرانوند یکی از شهدای جنگ ۱۲ روزه است که پدرش نیز از رزمندگان جنگ تحمیلی بود و حاج محمد راه پدری را ادامه داد که او نیز، چون اجدادش از این آب و خاک در برابر تجاوز بیگانگان دفاع کرده بود. شهید بیرانوند در بخش عقیدتی پادگان امام علی (ع) خرم آباد مشغول بود و نهایتاً ۳۱ خردادماه به شهادت رسید، اما بهای خون او و همرزمانش، موشک‌های پرتعدادی بود که پاسدار‌های خرم آبادی به سرزمین‌های اشغالی شلیک کردند و داغی ابدی بر دل شقی‌ترین دشمنان اسلام برجای گذاشتند. گفت‌وگوی «جوان» با فاطمه بهاروند، همسر شهید حاج محمد بیرانوند را پیش‌رو دارید.

ملاک شما برای ازدواج با شخصی، چون شهید حاج محمد بیرانوند چه بود؟
قبل از ازدواج در ذهنم کسی را تصور می‌کردم که اهل نماز و انجام احکام شرعی باشد. در یک کلام ایمان خوبی داشته باشد و شکر خدا وقتی حاج محمد به خواستگاری‌ام آمد، دیدم ایشان تمام این خصوصیات را دارند. خود شهید هم یکی از اصلی‌ترین ملاک‌ها و معیار‌های ازدواجش رعایت حجاب از سوی همسر آینده‌اش بود. دوست داشت همسرش چادری باشد و بعضی جا‌ها که برای خواستگاری رفته بود با همین ملاک حجاب نتوانسته بود فرد ایده‌آل را پیدا کند. خانواده ما هم مذهبی هستند. پدر و مادرم اهل نماز و انجام فرایض دینی هستند و به رعایت حلال و حرام اعتقاد دارند. وقتی دیدیم هر دو خانواده معیار‌های مشترکی دارند، این ازدواج سرگرفت. 

ایشان از آشنایان شما بودند؟
از طریق یک واسطه آشنا شدیم. عموی دوست من از رزمندگان دوران دفاع مقدس هستند و ایشان با پدر شهید بیراوند از زمان جنگ و حضور در جبهه‌ها دوست بودند. از طریق عموی دوستم به هم معرفی شدیم و یک ازدواج کاملاً سنتی داشتیم. ۱۸ مرداد سال ۹۹ عقد و ۱۸ آبان ۹۹ مصادف با ولادت پیامبر (ص) عروسی کردیم. مراسم بسیار ساده‌ای بود و، چون در دوران کرونا قرار داشتیم، مراسمی به آن شکل نگرفتیم. یک جشن مختصر و سرخانه و زندگی‌مان رفتیم. 

در این پنج سال زندگی مشترک، حاج محمد را چطور آدمی شناختید؟
در طول این پنج سال زندگی مشترک ایشان جدای از اینکه همسرم بود، مثل یک رفیق و دوست در کنارم بود. خیلی انسان دلسوز و مهربانی بود. بهترین تعبیر برای ایشان یک رفیق خوب است که در کنار هم سعی می‌کردیم زندگی را خیلی سخت نگیریم. می‌گفتیم طوری باشیم که مثل دو رفیق هر مشکل یا رازی داشتیم با هم در میان بگذاریم و با هم آن مشکل را حل کنیم. من از آن زن‌هایی نبودم که چیزی را از او پنهان کنم. تمام راز‌ها را با هم درمیان می‌گذاشتیم. هرجا می‌رفتیم حتماً با هم می‌رفتیم. هر دو به حضور در گلزار شهدا علاقه داشتیم. من مجرد هم که بودم به زیارت مزار شهدا می‌رفتم، اما بعد از ازدواج با حاج محمد، این انس و حضور در گلزار شهدا بیشتر شد. دو نفری بار‌ها به مزار شهدا رفتیم و دوست داشتیم بچه‌های‌مان هم با شهدا انس بگیرند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *