
اقتصاد۲۴- در روزهایی که بحران آب و خشکسالی به بحرانی ملی در ایران تبدیل شده، مسئولان دولتی همچنان مردم را در خط مقدم سرزنشها قرار میدهند. از آگهیهای تلویزیونی تا تریبونهای رسمی، مصرف خانگی را عامل اصلی کمآبی میدانند. آیا متهم ردیف اول کمآبی مردم هستند؟ این نگاه یکسویه، نقش دولت در شکلگیری و تعمیق بحران را پنهان میکند.
در روزهای گرم تابستان، قطع مکرر برق و قطعی آب به واقعیتی معمول در بسیاری از شهرها تبدیل شده است. مردمی که زیر آفتاب تیر و مرداد نفس میکشند، همزمان باید با بیآبی، بیبرقی و گرمای طاقتفرسا دستوپنجه نرم کنند.
طی چند دههی گذشته، سیاستگذاران در ایران مسیر توسعه را بر محور خودکفایی غذایی تعریف کردند. این سیاست که بهظاهر با هدف کاهش وابستگی به واردات اتخاذ شده بود در عمل به مصرف بیرویه منابع طبیعی بهویژه منابع آبی تجدیدناپذیر و تخریب ساختاری بخش کشاورزی منجر شد. گسترش کشت گندم، برنج، نیشکر و پنبه در اقلیمهای خشک، بدون لحاظ کردن توان بومسازگان (اکوسیستم) و ظرفیت منابع، نتیجهای جز خشکی سرزمین و تشدید وابستگی نداشت.
