
به گزارش مجله خبری نگار،وحشی از همان قسمت اول نشان داد سریال متفاوتی است. سریال داستان پیچیدهای ندارد و ماجرای کارگر معدنی است که با یک اتفاق زندگیاش زیرورو میشود. داود اشرف ناخواسته و در حالی که قصدش کمک بوده باعث مرگ یک خواهر و برادر دانش آموز میشود. بعد هم با پیرمردی مواجه میشود که شاهد ماجرا بوده و این بار هم وقتی کاتر بدون تیغ را روی گردن پیرمرد میگذارد تا او را تهدید کند که از این آنچه دیده با دیگران حرف نزند، قلب بیمار پیرمرد میایستد. حالا داود میماند و سه قتل که هم مسبب آنها بوده و هم به شکل مستقیم انجامشان نداده است. سیدی تا اینجای سریال داستان را به سادهترین شکل و بدون هیچ رفت و برگشت زمانی روایت کرده و مخاطبش را پای داستانی ساده نشانده است. پیچیدگی اگر وجود دارد، در روایت داستان نیست. در بزنگاههای اخلاقی و تصمیمهایی است که شخصیت اصلی با آنها مواجه میشود. در متن و کارگردانی، بر عکس تقریبا تمام سریالهای نمایش خانگی، چیزی از بیننده پنهان نگه داشته نمیشود تا بعد غافلگیرش کند. اما غافلگیری در هر قسمت با آنچه از سر حادثه رخ میدهد، در بالاترین سطحش رقم میخورد و تماشاگر شاهد شخصیت سادهای است که هر بار بیشتر در سیاهی فرو میرود.
