حضور مردم در «خیابان» که این روزها در بسیاری اندیشکدهها از آن بهعنوان یک «پدیده» بزرگ یاد میشود، نگاه تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی را به خود جلب کرده است؛ حضوری که پیشتر رهبر شهید انقلاب در ۱۲ بهمن سال گذشته از آن بهعنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کرده بودند
جوان آنلاین: حضور مردم در «خیابان» که این روزها در بسیاری اندیشکدهها از آن بهعنوان یک «پدیده» بزرگ یاد میشود، نگاه تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی را به خود جلب کرده است؛ حضوری که پیشتر رهبر شهید انقلاب در ۱۲ بهمن سال گذشته از آن بهعنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کرده بودند. اکنون که از آن بعثت مردمی بیش از ۵۰ روز گذشته است، با عباس سلیمینمین، تحلیلگر تاریخ معاصر، به واکاوی این پدیده پرداختهایم. او با اشاره به نقش آگاهی تاریخی و شناخت دقیق از تحولات گذشته، تأکید میکند که این سطح از همراهی اجتماعی زمانی قابل تداوم و تقویت است که بر پایه ارتقای آگاهی عمومی و درک صحیح از واقعیتهای سیاسی و رسانهای شکل بگیرد. در غیر این صورت، در معرض آسیب ناشی از روایتسازیهای نادرست قرار خواهد گرفت.
بعثت خیابانی مردم چرا و چگونه رقم خورد؟
در جنگ رمضان، مردم ایران با تهدیدی جدی از سوی دشمن مواجه شدند. با توجه به مواضعی از جمله اعلام صریح تجزیه ایران که پیش از حمله اتخاذ شده بود، طبیعی بود که این وضعیت به تقویت همبستگی ملی و اتحاد مردم حول محور دفاع از میهن منجر شود. از ملت ایران نیز جز این انتظاری نمیرفت. هنگامی که دشمن آشکارا از تجزیه کشوری سخن میگوید که به لحاظ ظرفیتها و توانمندیها میتواند جایگاهی بسیار بزرگتر داشته باشد، بدیهی است که جامعه در مسیر تحکیم مواضع خود و تقویت وحدت ملی گام برمیدارد. ما در کنار برخی اختلافنظرها، اشتراکات مهمی نیز داریم که میتواند مبنای این وحدت قرار گیرد. جریانهای سیاسی ممکن است در برخی مسائل فکری دچار تفاوت باشند، اما در عین حال دارای نقاط مشترک جدی هستند که ظرفیت ایجاد همگرایی را فراهم میکند. پس از آنکه این تهدید بهصورت عمومی مطرح شد، بهویژه در پی رخدادهای نیمه دوم دیماه، کشور شاهد خشونتی کور و سازمانیافته بود که با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مردم شکل گرفت. انتخاب شب برای این اقدامات نیز در همین راستا بود تا در تاریکی، فضای ترس تشدید شود. آنچه در آن ایام رخ داد، از تلخترین و فراموشنشدنیترین حوادث بود. چنین شرایطی سبب شد این تصور در افکار عمومی شکل گیرد که هدف، تکرار سناریوهای تاریخی مشابه است.
به تکرار سناریوهای تاریخ اشاره کردید، ممکن است مصداقی برای آن بیاورید؟
