پس فردای حادثه شهادت بچهها، حسین املاکی من را بالای دکل برد و گفت چه میبینی؟ گفتم منطقه هور و خط دشمن و این چیزها را. گفت خوب نگاه کن که امشب باید با تعدادی از بچهها همان جایی را شناسایی کنید که مهدی کیاطبری و کاشفی آنجا شهید شدند. به شوخی گفتم میخواهی سر من را زیر آب کنی؟ بچهها همین دیشب آنجا شهید شدند، حسین گفت باید در همین گرا برویم و حتی به شوخی گفت مگر دوست نداری شهید بشوی؟
وجود حسین از معنویت و ایثار لبریز شده بود
پس فردای حادثه شهادت بچهها، حسین املاکی من را بالای دکل برد و گفت چه میبینی؟ گفتم منطقه هور و خط دشمن و این چیزها را. گفت خوب نگاه کن که امشب باید با تعدادی از بچهها همان جایی را شناسایی کنید که مهدی کیاطبری و کاشفی آنجا شهید شدند. به شوخی گفتم میخواهی سر من را زیر آب کنی؟ بچهها همین دیشب آنجا شهید شدند، حسین گفت باید در همین گرا برویم و حتی به شوخی گفت مگر دوست نداری شهید بشوی؟
