
اقتصاد۲۴- نهال فرخی – صبح اولین روزهای پاییز، افسانه، زنی ۴۵ ساله از تهران، در صف طولانی مقابل داروخانهای در حوالی مرکز شهر ایستاده است. او از خانه بیرون آمده تا برای پدر و مادر سالمندش واکسن آنفولانزا تهیه کند. داروخانه هنوز باز نشده، اما جمعی از مردم منتظرند. هر کس امید دارد چند دوز محدود که به گفته کارمند داروخانه «شاید امروز برسد»، سهم او شود.
ساعت ۷ که میرسد، داروخانه در را باز میکند. مسئول داروخانه به جمعیت میگوید: «امروز واکسن نرسیده. شاید شنبه بیاید» و صدای اعتراض مردم بلند میشود.
افسانه با چهرهای خسته به خانه برمیگردد؛ پدرش دیابت دارد، مادرش مشکل قلبی و او نگران است که یک سرماخوردگی ساده به بحرانی جدی تبدیل شود؛ اما در داروخانهها واکسنی پیدا نمیشود.
