
اقتصاد۲۴- نوژن اعتضاد السلطنه- بیراه نیست اگر بگوییم در روزهای اخیر، حمله گسترده گروههای تروریستی به رهبری تروریستهای تحریرالشام به سوریه و به طور خاص شهر راهبردی حلب، بخش اعظم توجهات رسانهای و تحلیلی در سطح منطقه غرب آسیا را به خود جلب کرده است. در این راستا، گروههای تروریستی که با حمایت آشکار و پنهان اسرائیل و ترکیه دست به کنشگری میزنند، توانستهاند بر شهرحلب و استان ادلب مسلط شوند و البته که در محورهای گوناگون نیز در تلاش برای پیشرویهای بیشتر هستند و گزارشهای مختلفی هم در این زمینه مطرح میشود.
به گزارش فرارو؛ در جبهه مقابل، ارتش سوریه با حمایتهای متحدان خود و به طور خاص نیروی هوایی روسیه، در حال مقابله با تروریستها است و البته که اخبار مختلفی دال بر ارائه کمکهای میدانی در ساعات آتی به این ارتش از سوی دیگر کنشگران حاضر در منطقه به ویژه بازیگران محور مقاومت هم منتشر میشود. ناآرامیها در سوریه دقیقا اندکی پس از اعلام آتش بس در لبنان آغاز شد.
در واقع، در وضعیتی که افکار عمومی بین المللی این تصور را داشتند که تا حدی به ساحل ثبات و آرامش حرکت میکنیم، ورق برگشت و یک آشوب بزرگ دیگر در سطح منطقه ایجاد شد. حال در این فضا، افکار عمومی و البته صاحب نظران، سوالهای مختلفی را در مورد در گیریهای جاری و چشم اندازهای آتی آنها مطرح میکنند. بازار تحلیل و گمانهزنی در رابطه با این سوالها نیز داغ است. با این همه، تئوریهای روابط بین الملل، میتوانند چشم اندازهای معنادار و جالبی را در مورد تحولات جاری در سوریه انعکاس دهند. در این رابطه به طور خاص میتوان به ۳ پرده مهم و محوری اشاره کرد.
نظریه سازه انگاری در حوزه روابط بین الملل بر ساختارهای بین الاذهانی و نقش آنها در شکل دهی به قواعد و هنجارها تاکید دارد. این نظریه آنطور که “الکساندر ونت” از تئوریسینهای اصلی آن مطرح میکند، تا حد زیادی معطوف به ادراکات ذهنی است که کنشگران حاضر در عرصه بین المللی از یکدیگر دارند. ادراکاتی که مبنایی برای شکل دهی به رفتار دولتها و بازیگران مختلف میشوند.
حال در این نقطه، به نظر میرسد که بشار اسد رئیس جمهور سوریه یک اشتباه بزرگ را انجام داده است. وی به تعهدات ادعایی ترکیه در قالب نشستهای بین المللی و منطقهای مبنی بر اینکه حاکمیت ملی سوریه را به رسمیت خواهد شناخت و گروههای مورد حمایتش را مهار میکند اعتماد کرد. در عین حال، تروریستها در شمال سوریه؛ و به طور خاص در ادلب مدتها با حمایت ترکیه فضایی مساعد و آرام جهت رشد و نمو پیدا کردند و توانستند حمله جاری را ساماندهی کنند.
از این رو، اینطور نظر میرسد که خوانش سوریه و به طور خاص رئیس جمهور این کشور از رویکرد ترکیه و تروریستها در شمال سوریه غلط بوده است. همین ادراک ذهنی غلط هم سبب شده تا یک برونداد پرهزینه که همان اشغال مجدد حلب توسط تروریست هاست، رنگ واقعیت به خود بگیرد. خوش بینی در معادلات کلان سیاسی و راهبردی در منطقه خاورمیانه جایگاه چندانی ندارد. شاید بتوان این مساله را نقطه ضعف بزرگ نظام سیاسی سوریه در مواجهه آن با ترکیه و گروههای تروریستی مورد حمایت این کشور ارزیابی کرد.
