در شرایطی که آموزش به فضای مجازی منتقل شده، نباید اجازه داد «ارتباط ساختاری» میان مدرسه و خانواده دچار گسست شود. والدین نباید به بهانه غیرحضوری بودن فرزند، خود را از تعامل با معلمان بینیاز ببینند؛ بلکه لازم است بهطور مستمر جویای کیفیت پاسخگویی و وضعیت خلقی فرزندشان باشند. در سطح مدرسه نیز صرف برگزاری کلاسهای درسی کافی نیست، مدارس موظفاند برنامهای مدون برای سلامت روان، خارج از سرفصلهای آموزشی تدوین کنند؛ برنامهای که مهارتهای مقابله با استرس و حفظ آرامش را بهصورت کاربردی به دانشآموزان بیاموزد
جوان آنلاین: آموزش مجازی و کلاسهای آنلاین، در این برهه زمانی که نزدیک به روزهای اتمام سال تحصیلی و شروع امتحانات ترم آخر هستیم، سؤالها و نگرانیهایی را برای والدین به وجود آورده از جمله اینکه، آیا فرزندم ساعتها پشت صفحه نمایش واقعاً درس میخواند یا وقتش را در شبکههای اجتماعی تلف میکند؟ چطور بفهمم چه محتوایی میبیند؟ چه کنم ارتباطش با مدرسه و معلم قطع نشود؟ و… سؤالاتی که والدین را در دو راهی «نظارت» و «آموزش» گرفتار کرده و نگرانیهایی که دیگر فقط به زیاد بودن زمان صفحهنمایش خلاصه نمیشود، بلکه پای مسائلی مانند آسیبهای روانشناختی ناشی از مصرف بیرویه فضای مجازی، شکاف نسلی در الگوی مصرف رسانهای و ناتوانی خانوادهها در ایفای نقش نظارتی مؤثر را به میان آوردهاست. در گفتوگو با دکتر امین حشمتی، مشاور و مترجم کتب روانشناسی کودکونوجوان و محمدجواد شجری، کارشناس سواد رسانهای، ابعاد مختلف این بحران و چالشها را بررسی کردیم تا برای والدینی پاسخ بیابیم که نه میخواهند فرزندشان از آموزش باز بماند و نه میخواهند آرامش و سلامت روانشان فدای یک صفحه نورانی شود. دکتر حشمتی تأکید میکند، والدین نباید به بهانه غیرحضوری بودن مدرسه، خود را از چرخه ارتباط با معلمان و مشاوران کنار بکشند. به باور او، وقتی فرزند پشت صفحه گوشی و تبلت نشسته، این والدین هستند که باید بهطور مستمر جویای وضعیت روحی و کیفیت یادگیری فرزندشان باشند. اما نقش مدرسه هم کمرنگ نمیشود؛ مدارس موظفاند فراتر از برگزاری کلاسهای درسی، برنامهای «مدون برای سلامت روان دانشآموزان» طراحی کنند. برنامهای که مهارت مقابله با استرس، مدیریت اضطراب و حفظ آرامش را بهصورت عملی و کاربردی به بچهها بیاموزد. محمدجواد شجری، کارشناس سواد رسانهای نیز راهکاری عملیتر پیش روی خانوادهها میگذارد تا به جای آنکه دیواری بلند میان فرزند و فضای مجازی بکشند، با آموزش تشخیص اخبار جعلی، باز گذاشتن باب گفتوگو درباره محتواهای دیجیتال و مهمتر از همه، الگوسازی رفتاری، فیلتر انسانی او شوند. به باور این دو کارشناس، سلامت روان و آینده دیجیتال فرزندان، محصول مشترک همکاری آگاهانه خانه و مدرسه است. گفتوگوی نخست این صفحه با دکتر حشمتی است.
وی معتقد است والدین به جای ممنوعیت و محدودسازی صرف فضای مجازی، باید با الگوسازی و همراهی آگاهانه در این فضا حضور داشته باشند. آنچه کودکان و نوجوانان امروز بیش از هر ابزاری به آن نیاز دارند، والدینی است که در شرایط ناپایدار ضربآهنگ زندگی سالم را در خانه حفظ کنند، اضطراب خود را مدیریت کنند و با گوشی شنوا و دستانی پُر، این روزهای پرالتهاب را کنارشان باشند.
در شرایط فعلی که مدارس مجازی است و کلاسها به صورت آنلاین برگزار میشود، میزان اضطراب و استرس دانشآموزان چه سطحی دارد؟
در بررسی وضعیت سلامت روان دانشآموزان در ایامی که آموزش از فضای فیزیکی مدرسه به بسترهای مجازی منتقل میشود، باید به این نکته هوشمندانه توجه داشت که کودکان، برخلاف تصور بسیاری از بزرگسالان، تحلیلگران بسیار دقیقی هستند. آنها شاید نتوانند به پیچیدگی ما سخن بگویند، اما اتمسفر و فضای روانی حاکم بر جامعه و خانواده را با تمام وجود درک میکنند. زمانی که کلاس درس از مدرسه به محیط خانه منتقل میشود، کودک به سرعت درمییابد که نظم طبیعی زندگی دچار اختلال شده است. او متوجه میشود دلیلی ناخوشایند – خواه بیماری، آلودگی هوا یا محدودیتهای دیگر- باعث شده تا ریتم همیشگی زندگیاش برهم بخورد. این تغییر ناگهانی در «سبک زندگی» و از دست دادن تعاملات چهرهبهچهره با همسالان، اولین بذر اضطراب را در دل دانشآموز میکارد. وقتی ریتم زندگی برهم میخورد، امنیت روانی کودک که در گرو «نظم و پیشبینیپذیری» است، متزلزل شده و سطح استرس او از حد معمول فراتر میرود.
چه علائمی در آنها مشاهده میشود؟
درباره علائم بروز این استرس، باید هشدار داد، اضطراب در کودکان همیشه به شکل ترس یا گریه نمایان نمیشود. بسیاری از اوقات، این فشار درونی به صورت «نافرمانی»، «لجبازی» و «بیحوصلگی در امر تحصیل» بروز میکند. دانشآموزی که پیش از این با قوانین مدرسه همراه بود، در فضای مجازی ممکن است نسبت به تکالیف خود بیتفاوت شده یا در برابر والدین موضعگیری تندی داشته باشد. این رفتارها در حقیقت فریادهای غیرمستقیم کودک در پاسخ به استرس ناشی از تغییر محیط است. نکته حائز اهمیت دیگر، تأثیر متقابل این وضعیت بر جو عمومی خانواده است. این اضطراب و نافرمانی کودک، مانند یک بیماری مسری، به سرعت فضای خانه را تحتتأثیر قرار داده و صبوری والدین را با چالش جدی مواجه میکند. اگر مدیریت درستی صورت نگیرد، این تنشها به یک چرخه معیوب تبدیل میشود که در آن، استرس فرزند باعث بیقراری والدین شده و بیقراری والدین، به نوبه خود، استرس فرزند را دوچندان میکند؛ لذا ضروری است در این ایام، والدین با سعهصدر و درک عمیقتر از ریشههای رفتاری فرزندشان، به جای تقابل، بر برقراری دوباره نظم در خانه و تقویت پیوندهای عاطفی تمرکز کنند تا از مسموم شدن فضای صمیمی خانواده جلوگیری شود.
