
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، در جهانی که بحرانها دیگر رویدادهایی استثنایی نیستند بلکه به بخشی از تجربه زیسته جوامع تبدیل شدهاند، کودکی در معرض نوعی ناامنی مزمن قرار گرفته است؛ ناامنیای که نهتنها از جنگ و خشونت، بلکه از فقر ساختاری، مهاجرت اجباری، بیثباتی اجتماعی، بیماریهای همهگیر و فروپاشی شبکههای حمایتی ناشی میشود. در چنین بستری، خانواده بهعنوان نخستین نهاد اجتماعی و عاطفی، نقشی حیاتی در حفاظت از سلامت روانی کودک ایفا میکند.
اما خود خانواده نیز در شرایط بحران، با فرسایش منابع عاطفی، اقتصادی و اجتماعی مواجه میشود. از این رو، «والدگری در بحران» صرفاً یک موضوع تربیتی نیست، بلکه مسئلهای اجتماعی، حقوقی و حتی امنیت انسانی است. مطالعات روانشناسی رشد و روانتروما نشان میدهد که تجربه ناامنی جمعی میتواند بنیان احساس امنیت در کودک را متزلزل کند.
امنیت روانی، زیربنای شکلگیری اعتماد، یادگیری، خودپنداره مثبت و تنظیم هیجانی است. زمانی که کودک شاهد فروپاشی نظم روزمره، اضطراب والدین یا تهدیدهای بیرونی است، نظام عصبی او در وضعیت «هشدار مداوم» قرار میگیرد. این وضعیت میتواند به اختلالات اضطرابی، اختلال استرس پس از سانحه، مشکلات خواب، اختلال تمرکز و تغییرات رفتاری منجر شود. اما ستگذاری، حمایت از خانوادهها در شرایط بحران باید بهعنوان بخشی از امنیت اجتماعی تلقی شود. دسترسی به خدمات سلامت روان، حمایت اقتصادی از خانوادههای آسیبپذیر، ایجاد فضاهای امن برای کودکان و آموزش والدگری در بحران، از جمله اقدامات ضروری هستند.
در نهایت، بحرانها واقعیتهای اجتنابناپذیر جهان معاصرند، اما کیفیت پاسخ ما به آنها سرنوشت نسل آینده را تعیین میکند. اگر خانواده بتواند در میان ناامنیهای بیرونی، محیطی امن، همدلانه و پایدار فراهم آورد، کودک میآموزد که جهان، علیرغم ناامنیها، همچنان قابل زیستن است. والدگری در بحران، هنر حفظ انسانیت در میانه آشوب است؛ تلاشی برای آنکه کودکی، حتی در تاریکترین زمانها، معنای امنیت، امید و تعلق را از دست ندهد.
محمدمهدی سیدناصری حقوقدان؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
