واقعیتِ ادعای ژاپن شدن ایران

اقتصاد کشور در دهه ۵۰ شمسی به نقطه‌ای رسید که به اعتراف مدیر یک شرکت چندملیتی، بزرگ‌ترین کارخانه داروسازی‌اش «چیزی بیش از یک انبار بزرگ دارو» نبود.

۱۰:۰۱ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

اقتصاد کشور در دهه ۵۰ شمسی به نقطه‌ای رسید که به اعتراف مدیر یک شرکت چندملیتی، بزرگ‌ترین کارخانه داروسازی‌اش «چیزی بیش از یک انبار بزرگ دارو» نبود.

باشگاه خبرنگاران جوان – اقتصاد کشور در دهه ۵۰ شمسی به نقطه‌ای رسید که به اعتراف مدیر یک شرکت چندملیتی، بزرگ‌ترین کارخانه داروسازی‌اش «چیزی بیش از یک انبار بزرگ دارو» نبود و تمام چرخ‌دنده‌هایش با پیچ‌گوشتی‌های وارداتی می‌چرخید. رویه‌ای که در آن صنعت بومی متولد نشد، بلکه یک «پیشرفت وارونه» و ناترازی بر خروجی اقتصاد کشور تحمیل شد.

آرتور میلسپو، مشاور آمریکایی، وقتی به محمدرضا پهلوی هشدار داد تخصیص بی‌حساب منابع به برنامه‌های نظامی، بخش کشاورزی، آموزش و بهداشت را فلج می‌کند، شاه بی‌تفاوتی خود را در یک جمله خلاصه کرد: «بسیار خوب، این مسائل را به بعد موکول می‌کنیم!» این بی‌توجهی به بنیان‌های اقتصادی، خیلی زود ضربه اصلی را به ساختار اجرایی کشور وارد آورد.

ویلیام هیلی سالیوان، آخرین سفیر ایالات متحده در ایران، در کتاب «مأموریت در ایران» به پیامد‌های این رویکرد اشاره کرده و می‌نویسد: «به دلیل تلاش برای ساخت شرکت‌های بزرگ صنعتی بدون تفکیک مناسب، تنگنا‌ها به طور اجتناب‌ناپذیری توسعه یافتند… مجریان این طرح‌ها برای حل مشکلات خود به آنچه در ایران حلال مشکلات خوانده می‌شد؛ یعنی پول و رشوه متوسل می‌شدند.

منبع  : باشگاه خبرنگاران جوان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *