هیچ‌کس خبر نداشت حاج‌علی برادر شهید است

به محض شروع جنگ تحمیلی، سردار همدانی و سردار شادمانی رفتند و با ساماندهی نیرو‌ها اجازه ندادند که دشمن سرپل ذهاب را بگیرد. بعثی‌ها را که تا داخل شهر آمده بودند عقب راندند و یکی از اولین عملیات ما در دفاع مقدس را در ارتفاعات قراویز به همراه سردار شهید محمد رضا فراهانی انجام دادند. فراهانی در همین عملیات به شهادت رسید

به محض شروع جنگ تحمیلی، سردار همدانی و سردار شادمانی رفتند و با ساماندهی نیرو‌ها اجازه ندادند که دشمن سرپل ذهاب را بگیرد. بعثی‌ها را که تا داخل شهر آمده بودند عقب راندند و یکی از اولین عملیات ما در دفاع مقدس را در ارتفاعات قراویز به همراه سردار شهید محمد رضا فراهانی انجام دادند. فراهانی در همین عملیات به شهادت رسید

جوان آنلاین: سپهبد شهید علی شادمانی از مؤسسان سپاه همدان بود که رزمندگی و جهاد به عنوان یکی از سبزپوشان سپاه را در همان استان همدان آغاز کرد و در طول بیش از ۴۰ سال سربازی برای ایران و نظام اسلامی، خدمات ارزشمندی ارائه داد. سردار حاج‌رضا میرزایی از قدیمی‌ترین همرزمان شهید شادمانی است که سابقه آشنایی و همرزمی‌شان به سال ۱۳۵۸ برمی گردد. میرزایی که مسئولیت‌های متعددی تحت فرماندهی علی شادمان داشت، در خصوص این شهید می‌گوید: «هیچ‌گاه شوق شهادت در وجود حاج علی خاموش نشد. همواره حسرت دوستان شهیدش را می‌خورد و عاقبت به این سعادت دست یافت. آن هم به دست شقی‌ترین و خبیث‌ترین دشمنان اسلام که همان صهیونیست‌ها بودند آسمانی شد و به دوستان شهیدش پیوست.» شهید علی شادمانی، بلافاصله پس از شهادت سردار غلامعلی رشید با حکم مقام معظم‌رهبری به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص) منصوب شد و تنها چند روز بعد ایشان نیز در تداوم تجاوزات رژیم صهیونیستی آسمانی شد. 

نحوه آشنایی و همرزمی‌تان با شهید شادمانی چطور بود؟
من از سال ۱۳۵۸ که تازه سپاه تشکیل شده بود با این شهید بزرگوار آشنا شدم. اطلاع داشتم ایشان در دوران قبل از انقلاب یکی از مبارزین و پیشگامانی بودند که علیه شاه مبارزه می‌کردند. کار‌های بزرگی هم در ساماندهی تظاهرات و راهپیمایی‌ها علیه رژیم طاغوت داشتند و در این راه نقش کلیدی ایفا می‌کردند. بعد از پیروزی انقلاب شاهد بودم حاج‌علی شادمانی از مؤسسان و تشکیل دهندگان سپاه همدان بود و در جذب خیلی از جوان‌ها به این نهاد انقلابی تلاش می‌کرد. ایشان آموزش‌های نظامی را از قبل ورود به سپاه پشت سرگذاشته بود و در خصوص امور نظامی مهارت خوبی داشت؛ لذا یکی از اولین کار‌هایی که در سپاه همدان انجام دادند، آموزش نیرو‌های اولیه سپاه در پادگان ابوذر بود. آن زمان ایشان به همراه سردار شهید سعید قهاری بچه‌های پاسدار را آموزش می‌دادند. سعید قهاری هم از رزمندگان و فرماندهان به نام استان همدان بود. ایشان و ۱۲ نفر از همراهانش در هفتم اسفند ۱۳۸۵ به هنگام اوج‌گیری درگیری‌ها با گروه تروریستی پ. ک. ک با سقوط بالگردشان به شهادت رسیدند. فیلم پیشمرگ از روی زندگی جهادی شهید سعید قهاری ساخته شده‌است. اکنون نام اردوگاهی که شهیدان سعید قهاری و شادمانی در آنجا نیرو‌ها را آموزش می‌دادند، به نام اردوگاه شهید سعید قهاری نامگذاری شده است. 
بنابراین شما قبل از شروع جنگ همراه شهید شادمانی بودید؟
بله، از همان زمان آشنایی‌مان با ایشان شروع شد و تا زمان شهادت‌شان هم ادامه داشت. البته بیشتر در دوران جنگ تحمیلی که مسئولیت‌هایی تحت فرماندهی ایشان و سردار شهید حاج حسین همدانی داشتم، این ارتباط و همرزمی نزدیک‌تر بود. شهید شادمانی بعد از آموزش پاسدار‌های دوره اولی و بعد که سپاه همدان سروشکلی گرفت، آمد و یک مقطعی فرماندهی واحد عملیات سپاه همدان را برعهده گرفت. بعد از انقلاب ما شاهد بودیم که ضد انقلاب در خیلی از شهر‌های استان بحران‌هایی ایجاد کرده بودند. سردار شادمانی با کار جهادی و روحیه انقلابی توانست خیلی از افراد ضد انقلاب را سرکوب کند و امنیت پایداری را به وجود آورد. بعد از تأمین امنیت همدان، ایشان به کردستان هم اعزام شد. چون هنوز سپاه تیپ و لشکر نداشت و به صورت گروهی عمل می‌کرد، حاج علی شادمانی گروه‌هایی را تشکیل می‌داد و به کردستان اعزام می‌کرد. من هم همراه ایشان به کردستان رفتم و شاهد بودم، در سرکوب ضد انقلاب و ایجاد امنیت در کردستانات حقیقتاً خدمات بزرگی به یادگار گذاشت. خصوصاً در پاوه که فرماندهی سپاه پاوه را برعهده گرفت و یک مدتی آنجا فعالیت می‌کرد. 

زمان حضور ایشان در پاوه، غائله این شهر رخ داده بود؟
مقارن با غائله محاصره پاوه بود. با ورود شهید چمران به پاوه و سپس فرمان تاریخی امام که منجر به رفع محاصره این شهر از سوی ضد انقلاب شد، شهید شادمانی فرماندهی سپاه شهر را برعهده گرفت و یک وحدتی را بین برادران اهل‌سنت و شیعه به وجود آورد. حاج علی در کردستان به همراه شهیدان چمران و برجردی کار می‌کرد و کنار این عزیزان فعال بود. اما کمتر از خدمات شهید شادمانی در کردستان یاد می‌شود. شاید خیلی از افراد اصلاً نمی‌دانستند، شهید شادمانی در کردستان هم جنگیده بود. او تجربیات جنگ در کردستان را به جبهه‌های جنگ تحمیلی انتقال داد و هشت سال هم در این جبهه جنگید و کسب تجربه کرد. 

زمان شروع جنگ شهید شادمانی چه مسئولیتی داشتند؟
وقتی جنگ شروع شد، ایشان مسئول عملیات سپاه همدان بود. به عنوان مسئول واحد عملیات همه پاسدار‌ها را سامان داد و هم توانست امنیت خود استان همدان را تأمین کند و هم به سرعت اولین گروه‌های رزمندگان را به مناطق مرزی اعزام کند. من خودم آن زمان در منطقه حضور داشتم. دشمن در هجوم اولیه ابتدا قصرشیرین را پشت سرگذاشته بود و لشکر‌های شش‌زرهی و هشت‌پیاده بعثی آمده بودند تا نقاط و مناطقی مثل پادگان ابوذر و ارتفاعات پاتاق را بگیرند. سردار همدانی و سردار شادمانی رفتند و با ساماندهی نیرو‌ها اجازه ندادند دشمن سرپل ذهاب را هم بگیرد. بعثی‌ها را که تا داخل شهر آمده بودند، عقب راندند و یکی از اولین عملیات ما در دفاع مقدس را در ارتفاعات قراویز به همراه سردار شهید محمدرضا فراهانی انجام دادند. عرض کردم آن زمان سپاه هنوز تیپ تشکیل نداده بود و افرادی مثل سردار شادمانی با گروه‌های کوچک کار تیپ‌ها و لشکر‌ها را انجام می‌دادند. یک نکته‌ای را هم در خصوص شهید فراهانی بگویم. ایشان در روز سوم مهرسال ۵۹ و در همان عملیاتی که در ارتفاعات قراویز انجام شد به شهادت رسید. محمدرضا فراهانی، اهل محله امام‌زاده یحیی همدان بود و موقع شهادت ۲۵ سال داشت. او هم از سرداران گمنام جنگ است که کمتر یادی از خدمات ارزشمندش می‌شود. شهید فراهانی در بخشی از وصیتنامه‌اش نوشته بود: راه درست موجود است و هر انسانی به محض مشاهده یا یافتن با میل و اشتیاق آن را طی می‌کند، منتهی در هر زمان و در جایی برای پیمودن این راه شمع‌هایی لازم است تا از سوخت‌شان نوری حاصل و راه روشن برای بندگان آشکار شود و چه خوش‌تر شمعی که در هدایت هزاران نفر به راه حق راهنما باشد. ارزش شمع در سوختن و روشنایی بخشیدن است (در راه خلق)، خداوند اسلام را پیروز و مسلمانان را یاری و زحمات کوشندگان را قبول نماید. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *