گروه سینما و تلویزیون: روایت فیلم درباره یک گروه پنج نفره، حامد (شهرام حقیقتدوست)، شهاب (بهرام رادان)، نهال (ساره بیات) و نیکی (بهاره کیان افشاری)، جمع مخترعی است که دستگاهی را برای کاهش مصرف دستگاههای صنعتی اختراع کردهاند و برای توسعه اختراع خود قصد عزیمت به ایتالیا را دارند. تنها زوج میان این جمع حامد و نهال هستند. قبل از عزیمت، حامد قصد دارد خودرویشان را وکالتی به محسن بفروشد و آن را به خریدار تحویل دهد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام جم آنلاین، محسن گواهینامه رانندگی ندارد و پس از تبادل پول و وکالتنامه تصمیم میگیرد، حامد را به محل سکونتش برساند. این دو طی مسیر، کودکی را زیر میگیرند و محسن با خودرویش از محل تصادف میگریزد و حامد کودک را به بیمارستان میرساند. همان شب حامد به خانه بازمیگردد و بدون آن که همسرش متوجه شود، به حمام میرود و لباسهای خونیاش را میشوید و میخوابد. صبح شهاب به دنبالش میآید، اما حامد دیگر از خواب بلند نمیشود. یکی از اسلوبهای اساسی نقد، سادهسازی روایت و تحلیل پیرنگ است. مستقل از گروه مخترعان، حامد و نهال زوجی هستند که قصد مهاجرت دارند، اما مرگ یک کودک، موانعی را برای مهاجرت آنان پدید میآورد. این خلاصه مستقل از داستان فیلم زرد شبیه فیلم ملبورن است. در ملبورن امیر علی (پیمان معادی) و سارا (نگار جواهریان) عازم ملبورن هستند، اما برای همسایهشان کاری ضروری پیش میآید و فرزندشان را به آنها میسپارند. این زوج پس از مدتی متوجه میشوند، کودک مرده است و مرگ کودک، التهابی دراماتیک میآفریند. مرگ کودک در فیلمهای شکاف و تابستان داغ و حرکت داستان به سوی پنهان کاری و دروغ، مسیر روایت فیلمهای ایرانی را به یک سویه مشخص هدایت میکند؛ سویهای که موجب تشابه داستانی بسیار نزدیک فیلمهای ایرانی با تمها و اجراهای همسان میشود.
