هویت کاذب در آیینه‌های جیبی

ژانر یا سبک بازی بازی‌های «سبک زندگی دخترانه» طیف وسیعی از محصولات دیجیتال را شامل می‌شود که با هدف جذب مخاطبان کودک و نوجوان دختر طراحی شده‌اند. این بازی‌ها اغلب با برچسب‌هایی، چون «آرایشی»، «مد و فشن»، «شبیه‌ساز زندگی» و «داستان‌های تعاملی» در فروشگاه‌های اپلیکیشن عرضه می‌شوند.

ژانر یا سبک بازی بازی‌های «سبک زندگی دخترانه» طیف وسیعی از محصولات دیجیتال را شامل می‌شود که با هدف جذب مخاطبان کودک و نوجوان دختر طراحی شده‌اند. این بازی‌ها اغلب با برچسب‌هایی، چون «آرایشی»، «مد و فشن»، «شبیه‌ساز زندگی» و «داستان‌های تعاملی» در فروشگاه‌های اپلیکیشن عرضه می‌شوند.

جوان آنلاین: سارا هشت ساله بود و تازه اولین تبلت خود را گرفته بود. پیش از آن، دنیایش عروسک‌های پارچه‌ای بود که مادربزرگ برایش دوخته بود و کتاب‌های مصوری که شب‌ها با مادر ورق می‌زد، اما از وقتی «بازی آرایشگر شاهزاده‌ها» را نصب کرده بود، دنیایش رنگ دیگری گرفته بود. 

مادرش زهرا، دانش‌آموخته رشته روان‌شناسی، از همان هفته اول متوجه تغییراتی در دخترش شد. سارا دیگر مثل قبل با عروسک‌هایش حرف نمی‌زد. حالا ساعت‌ها انگشت روی صفحه می‌کشید و برای مدل‌های مجازی، رژلب و سایه چشم انتخاب می‌کرد. نگران‌کننده‌تر وقتی بود که سارا جلوی آیینه ایستاد و گفت: «مامان، چرا چشم‌های من مثل مدل‌های بازی درشت و رنگی نیست؟» چند روز بعد، زهرا متوجه شد سارا با اصرار می‌خواهد کفش‌های نو بخرد، در حالی که کفش‌های سالم زیادی داشت. «توی بازی، هر روز لباس نو می‌خرم. چرا من نباید داشته باشم؟» این سؤال ساده، اما عمیق، زهرا را به فکر فرو برد. 

او تصمیم گرفت خودش بازی را تجربه کند. «فشن شو» نام داشت. در این بازی، سارا باید مدل‌ها را برای مسابقات مد آرایش می‌کرد. هر چه لوازم آرایشی گران‌تر و برند‌های معروف‌تر استفاده می‌کرد، امتیاز بیشتری می‌گرفت. برای خرید لوازم بهتر، باید یا پول واقعی خرج می‌کرد یا ساعت‌ها بازی می‌کرد و تبلیغات می‌دید. 

زهرا متوجه الگویی شد که در نگاه اول پنهان بود: بازی نه فقط سرگرمی که یک نظام آموزشی پنهان بود. به سارا یاد می‌داد که زیبایی یعنی مصرف، ارزشمندی یعنی داشتن لباس بیشتر و موفقیت یعنی رقابت در نمایش مد. دخترش داشت در یک مدرسه مجازی بزرگ می‌شد؛ مدرسه‌ای که درس‌هایش را برند‌ها و سبک زندگی غربی می‌نوشتند. شب وقتی سارا خوابید، زهرا به صفحه تبلت خیره ماند. در ویترین فروشگاه بازی، لباس عروسکی با طرحی آشنا دید: شبیه لباس شخصیت‌های فیلم‌های هالیوودی. کنارش، ناخن‌های بلند کریستالی و لوازم آرایشی با نام‌های انگلیسی. او به یاد آورد که در همین بازی، گزینه‌ای برای لباس‌های محلی یا سنتی وجود ندارد. صبح روز بعد، سارا از خواب بیدار شد و گفت: «مامان، دیشب خواب دیدم توی بازی بودم. کلی لباس عروسکی خریدم، اما وقتی به خودم نگاه کردم، اصلاً شبیه خودم نبودم…».

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *