
اگر بخواهید وارد مباحث روانشناسی شوید احتمالاً باید یکی از اساسی ترین مسائل این علم را درک کنید و این مسئله هم چیزی نیست جز هویت.
به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ بهصورت معمول با شنیدن واژهٔ «هویت» بسیاری از ما یاد دوران نوجوانی میافتیم و کلیشهای که در ذهن هرکسی که کمی مطالعات روانشناسی دارد شکل گرفته است؛ یعنی اینکه با اتمام دوران نوجوانی افراد باید به هویت خود دست پیدا کنند؛ اما آیا واقعاً دستیابی به هویت در پایان دوران نوجوانی روی میدهد؟ آیا روانشناسی تنها به همین توضیحات در زمینهٔ هویت بسنده کرده یا حرفهای دیگری نیز در این زمینه دارد؟ از مهمترین پرسشهایی که هر فردی در زندگی ناچار است به آن بپردازد، همین سؤال است: «من کیستم؟»
پاسخ به این سؤال ابعاد گوناگونی دارد. هم دربرگیرندهٔ برنامههای آینده و نقشی است که فرد برای خود در نظر دارد و هم شامل گذشتهٔ فرد و تاریخچهٔ فردی و جمعی است. البته روانشناسان در بررسی موضوع هویت، خود را محدود به تعریف آن نکرده و حرفهای زیادی در این زمینه دارند.
یکی از موضوعات محل بحث که شاید بهتر باشد همین ابتدای کار به آن بپردازیم، زمان دستیابی به هویت است. اگرچه بهصورت معمول پایان دوران نوجوانی را زمان دستیابی به هویت در نظر میگیرند، اما پژوهشهای روانشناسی نشان داده است که تصور دستیابی به هویت در پایان دورهٔ نوجوانی در این روزها چندان با واقعیت منطبق نیست.
برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید
