هوش مصنوعی گرایش سیاسی دارد‌؟

روزنامه واشینگتن‌پست طی یک آزمون از مدل‌های هوش مصنوعی خواسته‌ به سؤالات مشخصی که مطرح می‌شود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدل‌ها را بررسی و مشخص کند این پاسخ‌ها آیا حاوی مواضع چپ‌گرایانه یا راست‌گرایانه یا هردوی آنهاست. یافته‌ها نشان داده چت‌بات‌ چت‌جی‌پی‌تی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است.

۰۵:۳۰

روزنامه واشینگتن‌پست طی یک آزمون از مدل‌های هوش مصنوعی خواسته‌ به سؤالات مشخصی که مطرح می‌شود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدل‌ها را بررسی و مشخص کند این پاسخ‌ها آیا حاوی مواضع چپ‌گرایانه یا راست‌گرایانه یا هردوی آنهاست. یافته‌ها نشان داده چت‌بات‌ چت‌جی‌پی‌تی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است.

روزنامه واشینگتن‌پست طی یک آزمون از مدل‌های هوش مصنوعی خواسته‌ به سؤالات مشخصی که مطرح می‌شود حداکثر در 30 کلمه پاسخ بدهند. یک نیروی انسانی (که یک خبرنگار بود) نیز وظیفه داشت خروجی آن مدل‌ها را بررسی و مشخص کند این پاسخ‌ها آیا حاوی مواضع چپ‌گرایانه یا راست‌گرایانه یا هردوی آنهاست. یافته‌ها نشان داده چت‌بات‌ چت‌جی‌پی‌تی مشخصا سوگیری بیشتری به چپ داشته است. جمنای ولی عملکرد متوازن‌تر و دیپ‌سیک هم مواضع بی‌طرف‌تری به نمایش گذاشته است. جالب‌تر اینکه طبق گزارش واشینگتن‌پست، هوش مصنوعی گروک عمدتا گرایش آشکارتری به چپ داشته است. البته جزئیات دیگری هم در بین است، مثلا اینکه گروک نسبت به سایر مدل‌ها پاسخ‌های راست‌گرایانه بیشتری داشت. نتیجه‌گیری کلی از این خبر، چیزی است که از زبان یک مدیر مؤسسه «پژوهش قطب‌بندی» بیان شده است و آن اینکه ابزارهای هوش مصنوعی اساسا و کلا نمی‌توانند نمود بی‌طرفانه‌ای از ریزه‌کاری‌ها، ظرایف و دقائق مباحث سیاسی باشند.

احتمالا اگر مشابه این آزمون در هر کشور دیگری برگزار شود، آنگاه چه‌بسا یافته‌های کاملا متفاوتی حاصل آید.

به طور کلی، اساس هوش مصنوعی، مدل قراردادن ایده‌هاست و حضور دیدگاه چپ یا راست مبتنی بر استفاده اکثریت نسبی آن ایده تحلیلی در آن است. در علوم ارتباطات اجتماعی بارها تأکید شده است مثلا یک شبکه اجتماعی نظیر ایکس، به خودی خود و رأسا حاوی هیچ ایده یا سوگیری یا محتوای خاصی نیست، بلکه کاربران آن شبکه‌ها هستند که در بستر آن شبکه اقدام به تولید محتوا می‌کنند. ایکس هیچ محتوایی از جانب خود ندارد که بخواهد موضع سیاسی یا سوگیری‌های خاصی داشته باشد. درمورد هوش مصنوعی هم می‌توان تا حدودی به همین وضعیت اشاره کرد. اما اینجا یک پرسش دیگر مطرح می‌شود و آن اینکه چرا کاربران تا این حد به تولید محتواهای چپ علاقه دارند؟ به عبارت دیگر، چرا سهم محتواهای مثلا لیبرال کمتر است؟ آیا این می‌تواند ارتباطی با مقوله تفکر یا رهیافت انتقادی داشته باشد؟ از یک سو می‌توان اظهارنظر کرد دسترسی همگانی به رسانه‌های دیجیتال زمینه حضور و تولید محتواهای غیررسمی و مخالف را بیشتر کرده است، اما از سوی دیگر چنین وضعیتی را می‌توان ناشی از پدیده دیالکتیک دانست. هگل سه مفهوم «تز»، «آنتی‌تز» و «سنتز» را بنیاد گذاشت. تز و آنتی‌تز در یک فرایند به نام «سنتز» که شکل متعالی‌تری دارد حل می‌شود. هر پدیده‌ای مرکب از دو ضد (تز و آنتی‌تز) است و تضاد آنها موجب حرکت و دگرگونی پدیده می‌شود تا اینکه آنتی‌تز غالب می‌شود و پدیده جدیدی که «سنتز» آنهاست به وجود می‌آید. این حرکت دیالکتیکی درواقع تجلی و تبلور آزادی و عقلانیت و پیشرفت جامعه بشری است.

در یک نظام سرمایه‌داری انتظار می‌رود ساختارها در راستای بازتولید روابط سرمایه‌دارانه باشد. همه چیز از نظام‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی تا راهبردهای نظامی و آموزشی و فناورانه همگی باید در راستای خدمت به سرمایه‌داری قرار بگیرند. آلتوسر از بزرگ‌ترین مارکسیست‌های ساختارگرا، معتقد بود روبنا منجر به بازتولید سرمایه‌داری می‌شود. وظیفه «روبنا» کمک به ایجاد شرایط لازم برای بقای سرمایه‌داری و در نتیجه بازتولید آن است اما گویا در اینجا هوش مصنوعی در اغلب مواقع در حال کارکردی متضاد با این انتظار است.

منبع  : شرق

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *