14 / 02 /1405
«امروز دیگر نمیتوان با ابزارهای دیروز، از استقلال شناختی ملتها دفاع کرد.» داود مسعودی، مدیر اندیشکده حکمرانی هوشمند، در این گفتوگو باور دارد که در اکوسیستم پیچیدهی جنگهای شناختی، هوش مصنوعی و سواد رسانهای نه دو انتخاب لوکس، بلکه دو ضرورت استراتژیکاند. به باور او، هوش مصنوعی به ما توان پایش، تحلیل و راستیآزمایی بلادرنگ را میدهد و سواد رسانهای، شهروندان را از مصرفکنندگان منفعل به تحلیلگران هوشمند تبدیل میکند. این دو در کنار هم، سپر دفاعی ملتها در برابر استعمار شناختی را شکل میدهند؛ چرا که فناوری بدون آگاهی عمومی ناقص است و آگاهی بدون ابزارهای هوشمند، ناکارآمد.
در حوزه مطالعات رسانه و ارتباطات، شکست جنگ شناختی و فروپاشی روایتهای ناپایدار در اکوسیستم شبکهای چگونه قابل تبیین است؟
اگر بخواهیم بر اساس نظریههای جدید ارتباطات، بهویژه در چارچوب «حوزه عمومی شبکهای» و نظریه «جامعه شبکهای» مانوئل کاستلز به موضوع نگاه کنیم، باید بپذیریم که تمرکز قدرت از ساختارهای متمرکز به شبکههای توزیعشده انتقال یافته است. در چنین محیطی، روایتها دیگر نمیتوانند یکسویه تولید شوند، بلکه بهصورت جمعی بازتعریف میشوند. جامعه دیجیتال با مکانیسمهای شفافیت و بازخورد لحظهای، اجازه نمیدهد روایتهای بیپشتوانه یا ناهماهنگ با واقعیت، پایدار بمانند. آنچه امروز مشاهده میکنیم، پدیدهای است که میتوان آن را «فرسایش شبکهای روایت» نامید؛ یعنی فروپاشی تدریجی پیامهایی که با ساختار دادهای و تجربه زیسته کاربران سازگاری ندارند. درست است که الگوریتمها قادرند برجستهسازی موقت ایجاد کنند، اما دوام روایت وابسته به عمق معنایی و سرمایه اجتماعی آن است و هرچه شبکههای مشارکت واقعیتر باشند، تابآوری شناختی جامعه افزایش یافته و قدرت روایتهای تحمیلی کاهش پیدا میکند.
