گزارشی از نشست چندساعته نهاد ریاستجمهوری درباره تالاب هورالعظیم؛ جایی که فعالان محیطزیست از «آه» گفتند و مسئولان از «تعهد».
تالاب هورالعظیم اینبار نه در میان نیزارهای سوخته و دودهای مرزی، بلکه در یکی از سالنهای نهاد ریاستجمهوری ایستاد؛ نشستی چندساعته که با محوریت میدان نفتی سهراب آغاز شد، اما خیلی زود به پروندهای چنددهساله گره خورد: حقآبهای که نمیرسد، کشاورزی پرمصرفی که بالادست را میبلعد، سدهایی که در مسیر نفس تالاب قد علم کردهاند، و مجوزی که در حساسترین نقطه اکوسیستم، یعنی حوضچه شماره یک، صادر شده است. در این نشست، فعالان محیطزیست و نمایندگان جوامع محلی از خشکی بیش از ۶۰ درصد تالاب، آتشسوزیهای مکرر نیزارها، افزایش بیماریهای تنفسی و سرطان، بیکاری و بیاعتنایی شرکتهای نفتی به مصوبات اشتغال گفتند. مسئولان نیز در پاسخ، از تغییر رویکرد صنعت نفت، احداث ۲۳۰ کالورت و ۴۲ پل، ثبت قریبالوقوع هورالعظیم در کنوانسیون رامسر و پروژه ۱۰ میلیون دلاری با سازمان ملل خبر دادند. اما در پایان، پرسش اصلی بیپاسخ ماند: آیا این گفتوگو به تصمیمی عملی برای نجات هورالعظیم تبدیل میشود یا تالاب همچنان میان وعدهها و واقعیت خشکشدن زمین گرفتار میماند؟
