
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نمیدانم شما چقدر با این هنرها «صنایع دستی» و محصولات آشنا هستید، اما برای اینکه هم خودمان بیشتر با آنها آشنا شویم و هم مخاطبان را با این دنیای رنگارنگ همراه کنیم، راهی بازار میشویم و به سراغ فروشگاههایی میرویم که صنایع دستی عرضه میکنند.
بنابر روایت ایکنا، در روزهایی که نه میتوان نام جنگ بر آن گذاشت و نه صلح، بسیاری حوصله گفتوگو ندارند. بعضی میگویند نظری نداریم، بعضی خود را صرفا فروشنده معرفی میکنند و میگویند اطلاعات تخصصی نداریم؛ خلاصه هر کس به دلیلی از پاسخ دادن طفره میرود؛ اما قرار نبود با چند پاسخ منفی از ادامه کار منصرف شوم. در نهایت به فروشگاه عبداللهیان میرسم؛ نامی شناختهشده که بهویژه در حوزه مس، برای خود اعتباری دستوپا کرده است. از جوانی که در فروشگاه حضور دارد میخواهم به مناسبت روز صنایع دستی گفتوگویی کوتاه داشته باشیم. او با اشاره به مردی که در گوشه مغازه نشسته، میگوید: «با آن آقا صحبت کنید.»
بازاری که چشم به راه مسافر خارجی ماoballeq.net/wp-content/uploads/2026/06/%DA%AF%D9%84%DB%8C%D9%85-350×233.jpg” width=”350″>
وقتی از مغازه بیرون میآیم، ذهنم درگیر تناقضهایی است که در طول این گشتوگذار با آنها روبهرو شدهام. در جایی دیگر، مس با پناه بردن به عرصه کاربردهای روزمره راه بقای خود را یافته بود؛ کمی آنسوتر، ترمه بیش از هر چیز به کالایی لوکس و ویترینی شباهت داشت و اینجا نیز گلیمهای دستباف، با تفاوتهایی پنهان در جنس الیاف، ارزشگذاری میشدند.
شاید روایت صنایع دستی ایران، روایت افولی یکدست و فراگیر نباشد و روایت تلاش برای بقا باشد. روایت هنرهایی که هر یک به شیوهای متفاوت میکوشند جای خود را در جهان امروز حفظ کنند: یکی با حفظ کارکرد، دیگری با اتکا به اعتبار نام و پیشینه، و سومی با ظرافتها و تمایزهایی که در تار و پود خود پنهان دارد.
