یک بار در رسانهها اعلام شد که استاد قره باغی صداسیما را از بازخوانی و پخش سرود «امریکا، امریکا ننگ به نیرنگ تو» منع کرده است! ما بسیار تعجب کردیم. یکی از دوستان با استاد مصاحبه و این سؤال را مطرح کرد که آیا ایشان باز خوانی سرود را منع کردهاند؟ استاد پاسخ دادند: «نه! بنده معتقدم در شرایطی که با امریکا سر یک میز مینشینید و مذاکره میکنید، بهتر است دیگر این سرود را پخش نکنید!». ایشان معترض بودند چرا با امریکا مذاکره میکنید؟
جوان آنلاین: روزهایی که بر ما گذشت، نشان از سالروز رحلت زنده یاد استاد اسفندیار قره باغی داشت. هم از این روی و در بازشناسی منش و کارنامه آن بزرگ، با روح الله رشیدی به گفتگو نشستهایم. شایان ذکر است که مصاحبهشونده، علاوه بر ارتباط نزدیک با استاد، طی مدتی نسبتاً طولانی، یکی از سامان دهندگان کتاب خاطرات وی نیز هست که «متولد ماه بهمن» نام دارد. امید آن که علاقمندان را مفید و مقبول آید.
از چه مقطعی با زنده یاد استاد اسفندیار قره باغی آشنا شدید و ارتباط خود را با ایشان توسعه دادید؟
بنده نیز مانند بسیاری از هم نسلهایم، زنده یاد استاد اسفندیار قره باغی را به واسطه سرود «امریکا، امریکا ننگ به نیرنگ تو» شناختم. از دهه ۶۰ صدای پر طنین ایشان، در گوش خیلی از ایرانیها و شاید همه ایرانیها، طنین انداز بوده است. بنابراین ابتدا با صدای ایشان آشنا شدیم و آن صدا، تبدیل به یکی از نمادهای فرهنگی دهه ۶۰ شد. اگر ما بخواهیم دهه ۶۰ را با نمادهایی توصیف کنیم، میتوانیم به صدای ایشان، خصوصاً سرود امریکا، امریکا اشاره کنیم. این شناخت دیرین بنده از استاد است، اما شناخت ملموس بنده از ایشان، به دهه ۸۰ باز میگردد. ایشان از قبل پیروزی انقلاب و تا دهه ۶۰ و ۷۰، در تهران اقامت داشتند. اما در اوایل دهه ۸۰، برای مدتی به تبریز بازگشتند. بنده به دلیل انجام کارهای فرهنگی، مطلع شدم استاد قره باغی در تبریز اقامت دارند. به واسطه برخی دوستان هنری، از احوالشان باخبر شدیم و پیگیر آثارشان بودیم. دوره پرتراکم و بسیار نزدیک آشنایی و مجالست بنده با ایشان، به سال ۱۳۸۹ باز میگردد. مقطعی که ما در دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به دنبال تولید آثار موسیقایی بودیم و سرودهایی تولید میکردیم که در واقع انعکاس شرایط آن روزگار بود. ما برای تولید سرود «شب حادثه» برای سالگرد ۹ دی، در سال ۱۳۸۹ به سراغ ایشان رفتیم. در آن شرایط خاص سیاسی به دنبال خوانندهای بودیم که شجاعت و قابلیت خواندن آن سرود را داشته باشد. دوستان پیشنهاد دادند، استاد قره باغی بخواند. بنده نیز استقبال کردم و گفتم: اگر بخوانند، افتخار بزرگی برای ماست. برخلاف تصور ما، استقبال خوبی کردند و به استودیو آمدند و سرود را خواندند. از آن مقطع، ارتباط ما با ایشان بیشتر شد.
درمیان ویژگیهای اخلاقی استاد قره باغی، چه خصالی را برجستهتر دیدید؟
