
نگاهی به «ده روز با داعش»؛
همه چیز از یک پرچم سیاه شروع نمیشود
ارزش کتاب، فقط در این نیست که نویسندهاش به قلمروی داعش رفته است. خیلیها درباره جنگ نوشتهاند. خیلیها از مناطق بحرانزده گزارش دادهاند. چیزی که «ده روز با داعش» را متفاوت میکند، نزدیک شدن به جزئیات است.
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنان سالمی: بعضی اسمها آنقدر تکرار میشوند که دیگر معنایشان را از دست میدهند. تبدیل میشوند به یک تیتر، یک تصویر کوتاه، چند ثانیه خبر در تلویزیون و بعد هم فراموش میشوند. «داعش» یکی از همین اسمهاست. اسمی که سالها از صفحه تلویزیون، از خبرهای جنگ، از تصاویر شهرهای ویران و آدمهای آواره شنیدهایم؛ اما کمتر پیش آمده که پشت این اسم، چند روز زندگی واقعی را ببینیم.
اولین بار که «ده روز با داعش» را دیدم، فکر کردم با کتابی طرفم که قرار است همان چیزهایی را بگوید که بارها شنیدهایم؛ از خشونت، از کشتار، از گروهی که بخش بزرگی از جهان را با ترس و وحشت روبهرو کرد. راستش را بخواهید، اسم کتاب هم چندان دعوتکننده نبود. «داعش» کلمهای است که آدم را قبل از باز کردن کتاب، خسته میکند؛ چون ذهن، پیش از خواندن، هزار تصویر تلخ را به یاد میآورد.
