همه چیز از گذشته ایتالیایی ، فرانسوی و اصغر فرهادی

 

 

 

 

اگر قبل‌تر تنها یوزپلنگ طلایی بود و نخل طلا، اینک کلکسیون جوایز سینمای ایران متنوع شد. 70 جایزه جهانی از سزار تا اسکار و به این ترتیب بود که «اصغر فرهادی» در ساعت 5:45 روز هشتم اسفند سال 90 مشهور‌ترین جایزه جهان را برای سینمای ایران دریافت کرد. ساخت فیلم با تهیه‌کننده خارجی برای مردی که دریافت‌کننده اسکار است کاری آسان به نظر می‌رسید. او یکی، دوماه بعد بود که جایزه اروپا را برای طرح فیلم «گذشته» که آن روزها نامی نداشت دریافت کرد؛ او حمایتی‌ صدمیلیون‌یورویی را برای فیلمش دریافت کرد.

 

 

 

اولین بار اصغر فرهادی را کی ملاقات کردید؟

اولین بار آقای فرهادی را وقتی دیدم که آمده بود تا درباره یک سناریو با همسرم «لیلا حاتمی» حرف بزند. پیش از آن من زندگی حرفه‌ای اصغر فرهادی را همیشه دنبال می‌کردم، فیلم‌هایش را دیده بودم و می‌دانستم که چقدر به کار خودش وارد است. ما به عنوان دو حرفه‌ای از سینمای ایران کار او را دنبال می‌کردیم.

کمی درباره پیش‌زمینه بازیگری خودتان بگویید؟

 

 

 

 

اولین واکنش شما وقتی با سناریوی گذشته روبه‌رو شدید چه بود؟

بعد از یک ماه انتظار فیلمنامه به دستم رسید. در واقع ما صحبت اولیه را کرده بودیم و بعد من به تعطیلات در خارج از کشور رفته بودم و منتظر بودم که ببینم در فیلمنامه نقشی برای من هست یا نه یا این‌که پیشنهادی از جانب فرهادی دوباره مطرح می‌شود یا نه. وقتی بالاخره بعد از یک ماه انتظار فیلمنامه به دستم رسید و شروع به خواندنش کردم احساس می‌کردم یک تکه جواهر هدیه گرفته‌ام؛ یک چیز گرانبها. اتمسفر حاکم بر فیلمنامه، فضا‌سازی به نظرم جور عجیبی رازآلود و جذاب می‌آمد. در واقع خواندن این فیلمنامه ذهنم را به شدت تغییر داد و مرا تحت‌تاثیر خودش قرار داد. چنان مسحورش بودم که یک‌نفس خواندمش.

در اولین جلسه ملاقات شما و فرهادی چه گذشت؟

ما دو ساعت قبل از شروع تمرین با هم دوباره دیدار داشتیم و من هرگز تست‌هایی شبیه تست‌های فیلم گذشته را نداده بودم. اصغر سعی می‌کرد یک چیزی در بازی و صورت من پیدا کند و من نمی‌دانستم دقیقا چیزی که می‌خواهد چیست. او همه چیز را جدا‌جدا بررسی می‌کرد و برای لحظه‌ای فکر کردم قصد دارد با گریم صورت من را تغییر بدهد. او به ندرت در روزی که تست اولیه داشتیم حرف زد.

چه زمانی درباره شخصیت زن داستان که قرار بود شما نقشش را بازی کنید حرف زدید؟

 

 

 

 

تو حالا یک فیلم دیگر هم‌داری، فیلمی به کارگردانی اصغر فرهادی، چه شد و چه اتفاقی افتاد؟

اصغر فیلم «یک پیام‌آور» من را دیده بود، برای همین هم به من گفت که مایل است با من کار کند. کمی بعد ما همدیگر را ملاقات کردیم و او درباره پروژه جدیدش برای من گفت. خب از آن روز خوب خیلی گذشته اما یادم هست که شروع ماجرا روایت زن و مردی بود که یک وقتی عاشق هم بودند و حالا دورافتاده بودند و ارتباط‌شان تنها از طریق اینترنت بود. بعد هنگام استفاده از وب‌کم مشکلی پیش می‌آید و بعد به هر حال ماجراهای دیگری در پی می‌آید. همه این روایت برای من جذاب بود. ما در سه هفته بعدی شروع کردیم به مرور کردن فیلم و او درباره پلات فیلم گذشته برای من گفت. او به من گفت قصد دارد این داستانی که حالا در فیلم گذشته قطعی شد و بازی کردیم را بسازد، اصغر گفت که این داستان به من نزدیک‌تر است. برای من جای تعجب داشت، اما قبول کردم و پروژه‌ای که حالا هست را آغاز کردیم.

فکر می‌کنی دلیل این‌که او تو را انتخاب کرد چه بود؟

 

منبع  : پارس ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *