انسان امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به دیگران «متصل» باشد؛ صدها مخاطب در تلفن همراه، هزاران دنبال کننده در شبکه های اجتماعی و جریان بی پایانی از پیامها و واکنشها.
انسان امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به دیگران «متصل» باشد؛ صدها مخاطب در تلفن همراه، هزاران دنبال کننده در شبکه های اجتماعی و جریان بی پایانی از پیامها و واکنشها. با این همه، گزارشهای جهانی از گسترش تنهایی و ضعف پیوندهای اجتماعی خبر میدهند؛ تناقض عصر دیجیتال همین جاست؛ چگونه ممکن است در میان این همه ارتباط، انسان احساس کند کسی را برای یک گفت وگوی واقعی، شنیده شدن یا دریافت حمایت عاطفی در کنار خود ندارد؟
شبکه های اجتماعی در کمتر از دو دهه، شکل ارتباط انسان ها را دگرگون کردهاند؛ ارتباطی که زمانی به حضور در خانه، محل کار، دانشگاه، محله و جمعهای دوستانه وابسته بود، اکنون میتواند در چند ثانیه و بدون محدودیت جغرافیایی برقرار شود. این تحول، فرصتهای بزرگی برای ارتباط، آموزش، اطلاع رسانی و شکل گیری اجتماعات جدید ایجاد کرده است، اما همزمان یک پرسش جدی را نیز پیش روی جامعه شناسان و پژوهشگران قرار داده است: آیا افزایش تعداد ارتباطات، الزاماً به افزایش کیفیت روابط انسانی منجر شده است؟

