همسر شهید مدافع امنیت «رضا الماسی» میگوید: آقارضا مأموریتی برای تأمین امنیت منطقه نداشت، اما در ۲ ماهی که اغتشاشات بود، آخر شب در بوکان میماند؛ او حتی اسلحه نداشت، ولی آشوبگران به قلبش شلیک کردند.
به گزارش جوان آنلاین به نقل از فارس، بیش از ۱۰ ماه از ساعتهای دلتنگی برای آمدن مردی که ایستاده بود تا امنیت و آرامش به کشور بازگردد، میگذرد و امان از دلتنگیهایی که تا آخر عمر همراهیات میکند و دلتنگی کودکی که نمیدانی چه پاسخی به او بدهی!
بیش از ۱۰ ماه از شهادت پاسدار مدافع امنیت سردار «رضا الماسی» میگذرد؛ پاسداری که ۲۴ آبان ماه ۱۴۰۱ بدون سلاح در ناآرامیهای شهر بوکان ایستاد، اما آشوبگران قلب او را با گلوله نشانه گرفتند و امروز دختر ۱۶ ساله و پسر ۶ ساله این شهید در حسرت شنیدن صدای پدرشان روزگار میگذرانند؛ طوری که کودکِ خردسالِ شهید الماسی در وقت دلتنگیهایش به مادرش میگوید: «کاش بابا گوشی را با خودش میبرد پیش خدا.» و این کودک چه میداند آسمانی شدن پدر چیست؟!
«عصمت رحمتی» همسر شهید مدافع امنیت «رضا الماسی» است که او هم هنوز آسمانی شدن همسرش را باور نکرده و هنوز هم به خود دلداری میدهد که یک روز آقارضا در را باز میکند و به خانه میآید. این همسر شهید حتی وسایل و لباسهای آقارضا را جابجا نکرده و دلخوشیاش به بودن همین یادگاریها در جایجای خانه است.
در این روزهای دلتنگی پای صحبتهای همسر شهید مدافع امنیت «رضا الماسی» مینشینیم. این گفتوگو در ادامه میآید.
