
تلاقی دو روایت از رنج و بیداری در ادبیات عراق و ایران؛
همسایههای دور و نزدیک؛ غائب طعمه فرمان و احمد محمود
این یادداشت به بررسی شباهتهای ساختاری و روایتی میان رمان «درخت نخل و همسایهها» اثر غائب طعمه فرمان و رمان «همسایهها» اثر احمد محمود، در تلاشی برای بازخوانی تأثیرات متقابل و ریشههای رئالیستی در ادبیات منطقه در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) –عبدالحسین حاجسردار:یکی از نویسندگان خوب جهان عرب، غائب طعمه فرمان است که سه رمان او، «سایههایی بر پشت پنجره»، «پنج صدا» و «درخت نخل و همسایهها»، توسط مرحوم موسی اسوار به فارسی ترجمه شده است. مترجم در ابتدای هر سه اثر، مقدمههایی نیز دربارهی احوال و آثار نویسنده نوشته است.
آنچه نگارنده را به نوشتن این یادداشت ترغیب کرده، از یک سو عمق شناخت نویسنده از جامعهی دوران خود و از سوی دیگر، نوعی تشابه میان رمان «درخت نخل و همسایهها» ــ که نخستین رمان این نویسنده است و در اوایل دههی ۶۰ میلادی، یعنی دههی ۴۰ شمسی، نوشته شده ــ و رمان مطرح و تأثیرگذار «همسایهها» اثر نویسندهی هموطنمان، احمد محمود، است؛ رمانی که تقریباً در همان بازهی زمانی نوشته شده و تأثیر آن بر نسلی از جوانان و نویسندگان دههی ۱۳۵۰ و پس از آن در ایران، بر همگان آشکار است.
