
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه ایران نوشت: بهدنبال این تماس بود که تیمی از کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. نکتهای که به محض ورود توجه کارآگاهان را جلب کرد این بود که در ورودی سالم بوده و سارق یا سارقان با کلید در را باز کرده بودند.
در بررسیهای اولیه زن میانسال گفت: «در دوران جنگ رمضان، عروس و دخترم طلاهایشان را به خانهام آوردند و از من خواستند آنها را نگهداری کنم. من هم طلاها را داخل گاوصندوق خانهام گذاشتم. روز حادثه به باشگاه ورزشی رفته بودم و زمانی که بازگشتم متوجه شدم در گاوصندوق باز است و دو کیلو طلا به سرقت رفته است.»
کارآگاهان در گام بعدی به سراغ دوربینهای مداربسته مجتمع محل سکونت شاکی پرداختند. دوربینها نشان میداد مردی میانسال در حالی که صورتش را با ماسک و کلاه پوشانده موتورسیکلت سفید رنگش را مقابل مجتمع مسکونی پارک کرده و وارد مجتمع شده و 15 دقیقه بعد هم از آنجا خارج شده و سوار بر موتورسیکلتش با یک کیف آنجا را ترک کرده است.
کارآگاهان به بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف باشگاه پرداختند. دوربینها سرنخ دیگری را در اایده سرقت را مطرح کرد و به من گفت با دقت از زیر زبان شاکی حرف بکشم تا بفهمیم گاوصندوق در کجای خانه نگهداری میشود و اینکه رمز دارد یا با کلید باز میشود. اول مخالفت کردم اما آنقدر گفت تا وسوسه شدم.
کلید خانه شاکی را از کجا آوردید؟
روز حادثه زمانی که شاکی به باشگاه آمد، به سراغ کمدش رفتم و دسته کلید او را برداشتم و به شوهرم دادم. شوهرم هم بلافاصله به خانه او رفت و بعد از سرقت به باشگاه آمد و دسته کلید را به من برگرداند و من آن را داخل کیف شاکی گذاشتم.
با طلاهای سرقتی چه کردی؟
آنها را داخل باغچه خانه مان دفن کردیم تا آبها از آسیاب بیفتد. از طرفی تصور میکردیم قیمت طلا رو به افزایش است و با خودمان گفتیم قیمت که بالا رفت آنها را میفروشیم. اما نه طلاها را فروختیم و نه پولدار شدیم.
23302
