
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، در جهانی که مرزها همزمان دیوارند و پنجره، حدود هفت میلیون ایرانی در گوشه و کنار سیاره پراکنده شدهاند، گویی تکههایی از یک آینه شکسته که هر کدام نور سرزمین مادری را به شکلی دیگر بازمیتابانند، آنها به سختی فارسی حرف می زنند، به سختی ارتباطی با وطن می گیرند و به سختی ایرانی هستند!
این داستان نه فقط از اعداد و ارقام، که از رویاهایی میآید که در چمدانهای مهاجرت خودخواسته یا اجباری پنهان شدهاند و نوستالژیای که، چون سایهای جادویی بر زندگی نسلها میافتد. نسل جدید ایرانیان پراکنده در قارههای پنجگانه جهانی تازه ساختهاند، چگونه فکر می کنند؟ گرایش سیاسی آنها چیست؟آیا این نسل از فرزندان و آینده سازان ایرانی کاملا در تمدن غربی حل شده اند یا هنور منتظر فرصتی و بهانه ای برای دوباره ایرانی شدن و بازگشت به وطن؟
جهان آنها چقدر ایرانی است؟ در کدام افق فکری سیر می کنند؟ جهان این ایرانی های کمتر شناخته شده برای رسانه ها و داخل ایران، هم آشناست و هم غریب، هم واقعی و هم رویاهاشده، به سراغ بحث کمتر مطرح شده ای رفته ایم: نسل جدید ایرانیان خارج از کشور چگونه فکر می کنند؟ سئوال ساده تر و صریح تر: آنها هنوز ایرانی هستند؟
آمریکا شود، ، احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری بود که سعی کرد تکانی به این شورا بدهد، این شورا در دولت نهم به معاونت اجرایی ریاستجمهوری رفت و در سال ۱۳۹۴ دوباره به خانه اصلیاش بازگشت!
اگر دیر دست بجنبانیم، نسل جدید ایرانی ها در خارج از کشور ، خیلی زودتر از چیزی که فکرش را بکنیم، ایرانی بودن را کنار می گذراند و کاملا در وطن جدید خود حل می شوند، ارقام را دوباره بخوانید: قریب به هفت میلیون ایرانی دیگر ایرانی نخواهند بود!به همین آسانی و تلخی! / ارژنگ بوئینی
اما پژوهش ها این را هم می گوید که “بی تفاوتی سیاسی” و “عدم وجود یک گرایش سیاسی مشخص” یکی از شایع ترین مسائل نسل جدید ایرانی خارج از کشور است، به نظر شما چرا؟ چه تجربه ای در این مورد دارید؟
