
تحریریه داخلی
حرفهایگری در فوتبال تنها در ارقام قرارداد و امکانات تمرینی خلاصه نمیشود؛ حرفهایگری پیش از هر چیز، در کنترل خشم، احترام به رقیب و پایبندی به اصولی معنا مییابد که سالها دربارهاش سخن گفتهایم.
هفته بیستودوم رقابتهای لیگ برتر، گردباد حوادث تلخ بود. نخست در دیدار ملوان و تراکتور، مازیار زارع و خداداد عزیزی در فاصلهای کوتاه از داور و ناظر مسابقه و مقابل نیمکت دو تیم -جایی که بازیکنان ۱۶ ساله و کمسنوسال نیز حضور داشتند- چنان از خجالت یکدیگر درآمدند که به دلیل شنیعبودن واژههای ردوبدلشده، امکان بازگویی آنها روی کاغذ وجود ندارد. در اتفاق زننده دیگر، در تمرین پرسپولیس دو بازیکن این تیم آنچنان یکدیگر را زیر مشت و لگد گرفتند که اگر سایر بازیکنان دخالت نمیکردند، معلوم نبود کار به کجا میکشید.
نکته مستتر در تمام این رخدادها اما جای دیگری است؛ در بزنگاه تمدید قراردادها، مصاحبههای رسانهای و متنهای اینستاگرامی(!) اهالی فوتبال -بهویژه بازیکنان- چنان از سجایای حرفهای سخن میگویند که گوش فلک کر میشود. گویی با گروهی از حرفهایترین و موقرترین چهرههای ورزش طرف هستیم؛ افرادی که حتی لحن گفتوگویشان نیز حالت آمرانه و از بالا به پایین دارد. با این همه، وقتی کار به میدان میرسد، همین افراد بیهیچ ابایی، فحاشی ناموسی و خشونت فیزیکی را به رفتارهای خود اضافه میکنند و حیثیت فوتبال حرفهای را مخدوش میسازند.
