هفته، هشت روزه!

کفشداری ... نوشتن در خصوص این سوژه به معنای واقعی کلمه، سهل ممتنع بود. تقریباً هیچ ایده‌ای نداشتم. از طرفی دائم در ذهنم

هفته، هشت روزه!

کفشداری … نوشتن در خصوص این سوژه به معنای واقعی کلمه، سهل ممتنع بود. تقریباً هیچ ایده‌ای نداشتم. از طرفی دائم در ذهنم

به گزارش مجله خبری نگار، محمدسعید صفاری؛ اتاق سیستم، جایی است که کفشداران حرم، حضور خود را ثبت می‌کنند؛ درست طبقه پایین دفتر مدیریت، کنج صحن انقلاب. محوطه صحن برای برگزاری نماز جماعتی یک‌دست زنانه، آماده می‌شد. با شتاب از کنار حجره‌ها خودم را می‌سُریدم تا به کنج صحن برسم. تابلوی دفتر را دیدم. پله‌های تنگ و ترش و پیچان را بالا رفتم. راهروی باریکی مقابلم بود و فرش قرمزی که یک ضلعِ صحن را تا انتها پوشانده بود. دفتر مدیریت کفشداری، همین حجره اول بود. پرس‌وجوکنان آقای خیرزاده را پیدا کردم. استقبال گرمی کرد. سرش خیلی شلوغ بود. دائم تلفنش زنگ می‌خورد یا افراد برای پیگیری امور وارد اتاق می‌شدند. با این وجود، در فرصت‌های کوتاه حرف می‌زدیم و صمیمی شدیم. به او گفتم دنبال چه/ که می‌گردم. تأملی کرد و بعد از چند تماس ناموفق، بالاخره قرار و مدارمان را گذاشتیم.

منبع  : نگار مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *