برادرم و شهیدان قلیزاده و محرم خیلی با هم جور بودند. هر بار که قرار میشد به اردوی کوهنوردی برویم، من هم همراه برادرم و شهیدان قلیزاده و مقدم به امامزاده داود (ع) میرفتم. خیلی وقتها با شهید مقدم در کوه مسابقه دو میدادم. میدویدیم و آمادگی جسمانیمان را به رخ همدیگر میکشاندیم
هفتم برادرم کولهام را بستم و به جبهه رفتم
برادرم و شهیدان قلیزاده و محرم خیلی با هم جور بودند. هر بار که قرار میشد به اردوی کوهنوردی برویم، من هم همراه برادرم و شهیدان قلیزاده و مقدم به امامزاده داود (ع) میرفتم. خیلی وقتها با شهید مقدم در کوه مسابقه دو میدادم. میدویدیم و آمادگی جسمانیمان را به رخ همدیگر میکشاندیم
