اگر شما هم درباره رسول پرویزی، همان نویسنده داستان مشهور «قصه عینکم» نمیدانستید که او سیاستمدار بوده و طعم تبعید را چشیده، حتما این مطلب را بخوانید.
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک؛ هرچقدر هم که کتابنخوان باشیم، همان کتابهای کمروح و حوصلهسربرِ مدرسه، گاهی داستانها و شعرهای خوبی داشتند که احتمالا تا سالها در یاد ما مانده است. دهه شصتیها خوب یادشان هست که در یکی از همان تاریخادبیاتهای کوتاهی که بالای درسها نوشته میشد، یک بار نام رسول پرویزی آمده بود و بعد هم داستانِ کوتاهِ «قصه عینکم». ماجرای همان پسرکی که هیچکس به او توجه نمیکرد و جهان در نظرش بیرنگ بود و یک بار اتفاقی و البته، یواشکی عینکی را به چشم زد و تازه فهمید که دنیا چقدر رنگارنگ است و دیدنی.
هشتم آبان، که سالروز درگذشت رسول پرویزی است، با هشت نکته کوتاه، از زندگی او خواهیم گفت. شاید باورتان نشود که آن نویسنده ماهر که خیلیها او را در گروه نسل دوم نویسندگان ایران موثر میدانند، به دربار رفتوآمد داشته و کلی کار سیاسی کرده است.
خلاصه، آقای باهری تعریف میکند که اسدالله علم تا آخرین روزهای زندگیاش، به او سفارش میکند که این نگرانیاش را برطرف کند و دلش میخواهد که خیالش بابت ترمیم مستمری خانواده پرویزی راحت باشد.
