
اقتصاد۲۴ – نجات بهرامی: یکی از مسائل مرتبط با آموزش و پرورش که در کنار مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم و والدین در این سالها به یک بحران جدی تبدیل شده است، تنوع و تعدد مدارس و کثرت آنهاست. ظاهرا در ایران با ۱۷ نوع مدرسه مختلف سروکار داریم و بنا بر روایتهایی این تعداد حتی به بیش از این رقم هم میرسد و ماجرا زمانی عجیبتر میشود که بدانیم بسیاری از این مدارس، دولتی محسوب میشوند و در هر کدام از آنها درصدی از جمعیت دانش آموزی با هدف دریافت خدمات آموزشیِ بهتر از مدارس عادی، مشغول به تحصیل هستند. این مسئله به طور طبیعی مولدِ یک مشکل اساسی است و آن اینکه اغلب مسئولان نهادهای اجرایی و نظارتی فرزندان خود را از طُرُق مختلف در مدارس باکیفیت ثبت نام میکنند و به این ترتیب محرومیتها و کاستیهایی که اغلب دانش آموزان کشور در مدارس عادی با آن مواجه هستند را یا لمس نمیکنند و یا به شکل جدی رغبت ورود به آن را پیدا نمیکنند و به این ترتیب پیگیری برای حل مشکلات مدارس عادی و دولتی به حاشیه میرود. در این زمینه افراد و گروههای عمدتا چپ گرا نیز تمرکز مباحث رسانهای و تحلیلهای شفاهی و مکتوب خود در ارتباط با آنچه که عدالت آموزشی نامیده میشود را به جای نقش دولت به عنوان مجری و متصدی برقراری عدالت اجتماعی، بر بخش خصوصی متمرکز میکنند که با هزینه و امکانات خود بخشی از دانش آموزان کشور را به شکل داوطلبانه تحت پوشش قرار داده اند.
این نکتهای قابل بحث و بررسی است که چرا اغلب کسانی که به دنبال عدالت آموزشی هستند، تنها مدارس غیردولتی را نماد بیعدالتی میدانند و از مجموعههایی مثل سازمان استعدادهای درخشان غافلند؟ به نمودار زیر در مورد رتبههای برتر کنکور نگاه کنید.

