پس از حملات گسترده دشمنان امریکایی صهیونی به مراکز انتظامی پایتخت، آنچه دشمن در محاسبات خود ندید، شکلگیری شبکهای زنده از «امنیت اجتماعی» بود؛ جایی که پلیس، بیتکیه بر ساختمان، با اتکا به اراده، تجربه و همراهی مردم، نظم شهر را حفظ کرد.
جوان آنلاین: وقتی نخستین موج حملات صهیونیستها و امریکاییها، مراکز انتظامی پایتخت را هدف قرار داد، تحلیل بسیاری از ناظران خارجی ساده بود: «شهر، بدون ستونهای رسمی امنیت، دچار فروپاشی خواهد شد.» کلانتریها و مراکز انتظامی، به عنوان نمادهای عینی حضور پلیس، یکی پس از دیگری آسیب دیدند و بخشی از زیرساخت فیزیکی نظم شهری از میان رفت، اما آنچه در روزها و شبهای پس از آن رخ داد، روایتی متفاوت از «امنیت» بود؛ روایتی که بیش از آنکه به دیوار و ساختمان وابسته باشد، به انسان، اراده و پیوند اجتماعی تکیه داشت.
میدان محور
در همان ساعات اولیه پس از حملات، نیروهای پلیس راهبرد خود را تغییر دادند. تمرکز از «مکانمحوری» به «میدانمحوری» منتقل شد؛ یعنی به جای اتکا به کلانتری به عنوان نقطه ثابت، نیروها در سطح شهر توزیع شدند؛ در چهارراهها، معابر اصلی، محلهها و نقاط حساس. حضور فیزیکی پلیس، هر چند بدون ساختمان، اما پررنگتر و ملموستر شد. گشتهای سیار جایگزین مراکز ثابت شدند و خطوط ارتباطی جایگزین دیوارها.
یکی از افسران باسابقه که این روزها در یکی از مناطق مرکزی شهر مشغول خدمت است، میگوید: «ما ساختمان را از دست دادیم، اما مأموریت را نه. امنیت، وابسته به حضور ماست، نه به آجر و سیمان.» این جمله، شاید خلاصهای از آن چیزی باشد که در کف خیابان جریان دارد.
مردم امنیتآفرین
