چون ظهر عاشورا عبور میکنند، چنین به نظر میرسد که اکنون داغها به دل نشسته و سرها به نیزهها رفت و پایان کار است؛ اما به مثابه کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا، هر روز عاشوراست و هر لحظه بزنگاه بودن در جبهه حسین یا یزید و چه تلخ اگر این لحظات را نبینیم و پیام عاشورا را در دهم محرم به یاد عاشورای شصت و یک حبس کنیم و عصر چنین روزی به یاد زینبِ مظلوم (س) عزاداری کنیم.
چون ظهر عاشورا عبور میکنند، چنین به نظر میرسد که اکنون داغها به دل نشسته و سرها به نیزهها رفت و پایان کار است اما به مثابه کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا، هر روز عاشوراست و هر لحظه بزنگاه بودن در جبهه حسین یا یزید و چه تلخ اگر این لحظات را نبینیم و پیام عاشورا را در دهم محرم به یاد عاشورای شصت و یک حبس کنیم و عصر چنین روزی به یاد زینبِ مظلوم (س) عزاداری کنیم.
هر لحظه که ظالمی ظلم میکند و ما از برای منفعت یا از ترس لطمه، مظلوم را تنها میگذاریم تا در جدال نابرابر مغلوب میدان شود، در شمار لشکر یزیدیم و آن هنگام که با جان و مالمان برای مقابله ظلم ایستادیم، در لشکر حسینیم و حتی امروز نیز مقاومت در مسیر حق و پرداخت چنین ه لحظه، به اهتزاز بیرق حق می اندیشد و مهم ترین آرمانش، تلاش در همین جبهه است؛ هرچند یزیدیان در امورات گوناگون زندگی، پراکنده باشند و کربلا در نامرئی ترین ثانیه های انتخاب؛ اما پیروز میدان حسینی، هماره میکوشد تا شیعه بماند؛ اگرچه بهایش از دست دادن دنیایی باشد که بالاترین چشم انداز مردمان خاک است. شیعه، افق دیگری دارد که ریشه در «هَل مِن ناصِرٍ ینصُرُنی» همان طنین همیشه جاری عاشورا دارد؛ همان افقی که عیار وجودی او را اعتلا خواهد بخشید.
