
گروه فرهنگی: زندگی پس از زندگی. برنامه بینظیری که آحاد مردم را یکبار دیگر پای رسانه ملی نشانده. این که میگویم آحاد مردم، یعنی دقیقا اقشار و افکار مختلف را توانسته تحت تاثیر قرار دهد. کافیست در شبکههای اجتماعی سری به صفحه مخصوص این برنامه یا همه کاره آن یعنی عالیجناب عباس موزون بزنید و ببینید چطور، از بچه حزباللهیهای دو آتشه تا آن دخترکی که عکس پروفایلش، بیحجاب و با صد من آرایش است، تحت تاثیر این برنامه فاخر قرار گرفتهاند.
به گزارش بولتن نیوز، دست گذاشتن روی غیرقابل انکارترین واقعیت زندگی انسانی یعنی مرگ و پای دوربین آوردن آنهایی که این واقعیت را تجربه کردهاند، چیزیست که زندگی پس از زندگی را به این جایگاه دست نیافتنی رسانده است. تذکر مدام به این نکته که ما خواهیم مُرد و باید همه تعلقات دنیایی را کنار گذاشته و برای پاسخ دادن در دادگاهی که قاضی دادگاه، خودش، در این دنیا شاهد تمامی ماجراها بوده، همان حقیقتیست که در ذات همه بشریت نهفته است و این دست برنامهها، این حقیقت مدفون در زیر لایه لایه دنیاگرایی را بیرون کشیده و پیش پای انسان فراموش کار میگذارد.
زندگی پس از زندگی این کار را با صداقت انجام میدهد. شفافیت موجود در برنامه که ناشی از صداقت و شفافیت موجود در ضمیر و قلب سازنده آن است، به مثابه ملکوت عملی که انجام شده، در تک تک صحنههای آن موج میزند و همین شفافیت است که زندگی پس از زندگی را از آزمون صداقت، موفق بیرون میآورد. اینکه افرادی حاضرند در پیشگاه مردم حاضر شده و با هویت واقعی خود مطالبی را عنوان کنند که اگر روزی خلاف آن ثابت شود، قطعا خودشان بیشترین آسیب را خواهند دید، شاید اصلیترین ضمانت صداقت این برنامه است. اما در عین حال، استفاده از شاهدین مختلف، رجوع به نمونههای خارج از ایران و بررسی علمی این پدیده توسط پزشکان متخصص بینالمللی که شاید از نظر دینی، نزدیکی چندانی هم با دین اسلام ندارند، راستی آزمایی این ادعاها را صد چندان کرده است.
