هذیان گویی از هوک چپ چریک

دو مشت اول و دوم به چهره اصلاح‌طلبان را مردم نواختند. مشت سوم اما، هوک چپی بود که بهزاد نبوی و هوک راستی که محمد قوچانی همزمان به صورت خاتمی و اصلاح‌طلبان تندرو مثل امین‌زاده و اصغرزاده و میردامادی زدند. می‌توان با همه وجود احساس کرد که این مشت محکمی که بر صورت «دیکتاتور بلشویک مجاهدین‌خلقی خاتمی و اصلاح‌طلبان» نواخته شد، هنوز خاتمی را در گوشه رینگ با سرگیجه نگه داشته است و شاید بتوان برخی جملات پوپولیستی احمد‌ی‌نژاد را که خاتمی تکرار کرده است، از اثر همان هوک چپ و راست دوستان قدیمی اش دانست

تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۴۰۲ – ۲۳:۰۰

دو مشت اول و دوم به چهره اصلاح‌طلبان را مردم نواختند. مشت سوم اما، هوک چپی بود که بهزاد نبوی و هوک راستی که محمد قوچانی همزمان به صورت خاتمی و اصلاح‌طلبان تندرو مثل امین‌زاده و اصغرزاده و میردامادی زدند. می‌توان با همه وجود احساس کرد که این مشت محکمی که بر صورت «دیکتاتور بلشویک مجاهدین‌خلقی خاتمی و اصلاح‌طلبان» نواخته شد، هنوز خاتمی را در گوشه رینگ با سرگیجه نگه داشته است و شاید بتوان برخی جملات پوپولیستی احمد‌ی‌نژاد را که خاتمی تکرار کرده است، از اثر همان هوک چپ و راست دوستان قدیمی اش دانست

سخنان تازه سیدمحمد خاتمی که بوی پوپولیسم احمدی‌نژادی می‌دهد، در فضای سیاسی کنونی، پارادوکسی ایجاد می‌کند که به‌هیچ طریق ممکن قابل‌حل نیست، جز آنکه بگوییم او برای ترمیم چهره خود و دوستانش که با سه مشت محکم تخریب شده است، به این حربه چنگ زده است و هیچ مصلحت مردمی و ملی در سخنان او قابل‌جست‌و‌جو و ردیابی نیست. مشت اول قدیمی است و به همان زمان پایان دولت اصلاحات و حتی قبل از آن بازمی‌گردد. تئوریسین‌های این جبهه مانند سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، حمیدرضا جلایی‌پور و عباس عبدی از همان زمانی که مردم با عبور از دولت اصلاحات به محمود احمدی‌نژاد رأی دادند و حتی مدتی قبل از آن، اعتراف می‌کردند که دیگر چهره و جایگاه آنان، چهره و جایگاه دوم‌خرداد نبوده و نیست. خود اصلاح‌طلبان، مقالات فراوان و حتی کتاب درباره واقعیت از دست‌دادن جایگاه مردمی اصلاح‌طلبان نوشته‌اند.ای مردم وقتی که از شما عبورکردند، هوشیار می‌شدید تا کارتان به این نقطه نمی‌رسید که درون جبهه یکدیگر را به لوچ‌بودن (تعبیر نبوی برای اصلاح‌طلبان چپ که دنبال صندوق رأی نیستند و به [آشوب‌های]کف خیابان چشم دوخته‌اند) و حرف‌مفت‌زدن (تعبیری که جلایی‌پور برای قوچانی به‌کار برد) و بلشویک‌بودن و دیکتاتوربودن (تعابیری که قوچانی برای خاتمی و تفنگداران او به کار برد) متهم سازید.
مرام رهبری هرگز این نبوده است که شما را از صحنه خارج کند (که به تعبیر یکی دیگر از خودتان، اگر رهبری اراده می‌کرد، هیچ‌کدام از شما اکنون اینجا که هستید، نبودید). رهبری بیشترین مدارا‌ها را در چارچوب قانون به گواهی تاریخ با شما داشت. کاش به حد خود و به سهم خود قانع بودید. اکنون هم کاش ذره‌ای درد ملت را داشتید. شما اگر دردشناس بودید، در آن سی سالی که به قدرت رسیدید، درد را چاره می‌کردید، اما افسوس که دردشناس خوبی هم نبودید و حالا هم با قرض‌گرفتن عبارات محمود احمدی‌نژاد به میدان آمده‌اید تا آن تاریخ مشعشع اصلاح‌طلبی را به برگ زرین پوپولیسم هم آغشته کنید تا هیچ جای پاکی روی لوح خود باقی نگذارید. هیهات که مردم را سری و سودای دیگری است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *