پدر هدی معتقد بود باید از روز اول زندگی مشترکمان به فکر آینده باشیم و از ولخرجی و چشم و هم چشمی دوری کنیم. او حتی می گفت بهتر است جشن ازدواجمان را نیز ساده بگیریم و در یک طبقه از خانه آن ها، زندگی مشترک خود را آغاز کنیم تا بتوانیم با پس انداز و برنامه ریزی، روی پای خودمان بایستیم.

به گزارش رکنا، اما من از لحظه ای که دختر مورد علاقه ام را به عقد خود درآوردم تحت تاثیر حرف های برادر بزرگم که مشکلات جدی با خانواده همسرش دارد تصمیم گرفتم به قول معروف گربه را جلوی حجله بکشم و به هیچ کس اجازه ندهم در زندگی ام دخالتی بکند. مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری افزود: متاسفانه بدون توجه به حرف های پدر همسرم و با این باور نادرست که باید برای حفظ آبروی خانوادگی ام جشن عروسی بگیرم که دهان همه باز بماند و سنگ تمام بگذارم مراسم بسیار مفصل و پرهزینه ای را در یکی از تالارهای بزرگ و با سفارش چند نوع غذا برگزار و سپس در آپارتمانی اجاره ای زندگی مستقل خود را آغاز کردم.
