هدایت پنهان کاربران هوش مصنوعی به سوی ارزش های غربی/ بردن انسان به مسلخ مهارت زدایی و ایجاد اعتماد کورکورانه

گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو عضو هیات علمی دانشگاه، در مطلبی که در کانال خود نوشته، به موضوع پیامدهای ناخواسته استفاده دائم از هوش مصنوعی اشاره کرده است. او در مطلب خود به بررسی یافته‌های تکان‌دهنده یک مقاله پژوهشی در مجله «فلسفه و فناوری» می‌پردازد که تهدیدهای پنهان هوش مصنوعی برای استقلال فکری و تخصصیِ قاضی‌ها، پزشکان و مدیران ارشد را واکاوی کرده است. نویسندگان استدلال می‌کنند سیستم‌های تصمیم‌یار برخلاف ابزارهای مکانیکی، فاقد زنگ هشدار خطا هستند و کاربران را به ورطه «مهارت‌زدایی» و اعتماد کورکورانه می‌کشانند. فراتر از حذف مهارت، خطر بزرگ‌تر «استعمار پنهان ذهن» است؛ زیرا این سیستم‌ها بر اساس ارزش‌های جوامع غربی طراحی شده‌اند و سوگیری‌های طراحان خود را به شکلی ناخودآگاه به متخصصان تزریق می‌کنند، به‌طوری که این باورهای عاریتی حتی پس از قطع ارتباط با ماشین نیز در ذهن فرد باقی می‌ماند. این پژوهش برای رهایی از این اسارت الگوریتمی، راهبرد «خودمختاری در طراحی» را پیشنهاد می‌دهد که با ایجاد تعمدیِ «دست‌اندازهای فکری» در نرم‌افزارها، جریان خواب‌آور ماشین را شکسته و اراده، شک دکارتی و کنترل خلاقانه انسان را بازسازی می‌کند.  

۴ تیر ۱۴۰۵ – ۱۷:۳۲
هدایت پنهان کاربران هوش مصنوعی به سوی ارزش های غربی/ بردن انسان به مسلخ مهارت زدایی و ایجاد اعتماد کورکورانه

گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو عضو هیات علمی دانشگاه، در مطلبی که در کانال خود نوشته، به موضوع پیامدهای ناخواسته استفاده دائم از هوش مصنوعی اشاره کرده است. او در مطلب خود به بررسی یافته‌های تکان‌دهنده یک مقاله پژوهشی در مجله «فلسفه و فناوری» می‌پردازد که تهدیدهای پنهان هوش مصنوعی برای استقلال فکری و تخصصیِ قاضی‌ها، پزشکان و مدیران ارشد را واکاوی کرده است. نویسندگان استدلال می‌کنند سیستم‌های تصمیم‌یار برخلاف ابزارهای مکانیکی، فاقد زنگ هشدار خطا هستند و کاربران را به ورطه «مهارت‌زدایی» و اعتماد کورکورانه می‌کشانند. فراتر از حذف مهارت، خطر بزرگ‌تر «استعمار پنهان ذهن» است؛ زیرا این سیستم‌ها بر اساس ارزش‌های جوامع غربی طراحی شده‌اند و سوگیری‌های طراحان خود را به شکلی ناخودآگاه به متخصصان تزریق می‌کنند، به‌طوری که این باورهای عاریتی حتی پس از قطع ارتباط با ماشین نیز در ذهن فرد باقی می‌ماند. این پژوهش برای رهایی از این اسارت الگوریتمی، راهبرد «خودمختاری‌آور ماشین را بشکند و کاربر را مجبور به فکر کردن، شک کردن و بازاندیشی کند.

همچنین روابط کار باید بازتعریف شود؛ به جای اینکه انسان فقط اپراتوری باشد که خطاهای ماشین را اصلاح می‌کند (که این خودش مهارت را نابود می‌کند)، وظایف باید طوری تقسیم شوند که انسان کنترل خلاقانه و گام‌به‌گام کار را حفظ کند.

در نهایت، نیاز مبرمی به آموزش‌های دوره‌ای مستقل و بدون حضور هوش مصنوعی برای متخصصان وجود دارد تا حافظه مهارتی جامعه زنده بماند.
این مقاله یادآوری می‌کند که پیش رفتن بر لبه دانش فنی، اگر با طراحی هوشمندانه و بازپس‌گیری اراده انسانی همراه نباشد، این نردبان مشاغل ما را به سمتی می‌برد که در آن تخصص و استقلال فکری‌مان به‌کلی مسخ خواهد شد.

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *