در کارنامه ی شلوغ و متنوع برادران کوئن، فیلم نه چندان خوب و فیلم بد هم به چشم می خورد. قاعده ی طبیعی بودن ساخته شدن فیلم بد توسط هر فیلمساز خوبی، اگرچه قاعده ای طبیعی و پذیرفته شده است، اما در مورد کارگردانان تجربه گرا و بازیگوش که تعداد فیلمهای کارنامه کاری آنها از هفت و هشت فیلم گذشته است، نه تنها طبیعی، که حتی گاه لازم به نظر می رسد.
سوره سینما– علی جعفرآبادی: اول؛ برادران کوئن: اگر بنا باشد فهرستی فرضی از هیجان انگیزترین و غیرقابل پیش بینی ترین فیلمسازان حال حاضر جهان – و حتی تاریخ سینما – جمع آوری و عرضه گردد، به سختی می توان تصور کرد که برادران کوئن جایی در حوالی صدر این فهرست نداشته باشند. جوئل و ایتن کوئن، بی توجه به مباحث و نظرات آکادمیک و ژورنالیستی سینمایی و بی اعتنا به آنچه درباره ی سبک و جهان بینی آنها گفته یا نوشته خواهد شد، آنچه را می سازند که در لحظه از آن «لذت» بیشتری می برند. در حالی که قواعد الکن و گنگ نانوشته ی نظری سینما چنین می پندارند که فیلمساز باید آثاری در امتداد هم و دارای مولفه های مشترک و پیوسته و مرتبط با یکدیگر ساخته و جهانی ویژه و شخصی داشته باشد – که البته لزوم وجود این جهان بینی قابل انکار نبوده و بدیهی است، اما نه با خوانش خشک و فرم گرا و سطحی این مباحث – ، این دو برادر خود را چنان به جهان معرفی کرده اند که حالا وقتی میشنویم فیلم تازهای از برادران کوئن اکران خواهد شد، محدوده ی فرضیات ما درباره درونمایه، فرم و ساختار اثر از یک فیلم کمدی بزن و بکوب پر تحرک و سرخوش تا یک اثر جنایی تلخ و سیاه گسترده خواهد بود. همانطور که واقعاً هم طیف آثار موجود در کارنامه آنها، از ای برادر کجایی و لبوفسکی بزرگ و بزرگ کردن آریزونا تا تقاطع میلر و فارگو و جایی برای پیرمردها نیست وسیع و متنوع است. چه کسی باور می کند که در این دوران رواج نظرات و باورهای روشنفکرانه و نخبه زده در مورد سینما، هم کمدی عمیقاً طناز و جذاب قاتلین پیرزن و هم وسترن مردانهی شهامت واقعی توسط یک کارگردان ساخته شده باشد ! هرچند علیرغم این تنوع غریب و هیجان برانگیز، شاید بیش از هر کارگردان مطرح دیگری در سینما، بتوان بدون تماشای عنوان بندی آثار آنها، به نام کارگردانشان پی برد، و این جادوی اختصاصی سینمای برادران کوئن، یعنی حفظ و امتداد سبک و جهان بینی خود در دل آثاری به غایت بی ارتباط به هم در حیطه ی تکنیکی و فرمی است. اینچنین است که می توان ادعا کرد که برادران کوئن با این کارنامه و با این منش، خود مثال نقض زنده و عاملی در برابر متون نظری تحلیلگر سینما محسوب می شوند. لذتی که آنها از ساخت فیلم های خود می برند، به روی پرده هم جاری شده و به لذت حاصل از تماشای این آثار تبدیل می شود، و می توان به جرات ادعا کرد که در سالهای وفور و فراوانی ژست ها و ظاهرسازی های روشنفکرانه فیلمسازان در ساخت فیلمهای مدعی تفکرانگیزی و چالش سازی حول محور جهان و دین و انسان و … ، جوئل و ایتن کوئن سردمدار جریان به فراموشی سپرده شده ی “لزوم لذت بردن از تماشای فیلم” بوده و این موضوع را در آثار خود فریاد می زنند. اگرچه این اصطلاح شاید در چارچوب متونی از قبیل متن حاضر، چندان قابل پذیرش و دلپسند نباشد، اما باید گفت که چکیده و خلاصه ی تمام فعالیت های برادران کوئن در سینما در این جمله خلاصه میشود که آنها فیلمی می سازند تا مخاطب، همان مخاطب ساده ی عامی سینما، با آنها «حال» کند. و در توصیف افرادی تا این اندازه قلندرماب و سرخوش در سینما، عبارتی بهتر از این یافت نمی شود. کوئن ها نمایندهای تمام عیار برای تمام فیلم بازان جهان محسوب می شوند، که دوست دارند از تماشای فیلمها لذت ببرند، بی آنکه به سیاق روشنفکران و بر اساس دروغی باور شده، اساس سینما را در تفکر و اندیشه و بحث های صد من یک غاز خلاصه کنند.

