سالهاست که جریان فکری حاکم بر هالیوود با اتکا به ژانر ابرقهرمانی، سعی در بازتعریف مفاهیم اخلاقی، قدرت و مسئولیت دارد
جوان آنلاین: سالهاست که جریان فکری حاکم بر هالیوود با اتکا به ژانر ابرقهرمانی، سعی در بازتعریف مفاهیم اخلاقی، قدرت و مسئولیت دارد. در سریال جدید اسپایدرمن ۲۰۲۶، ما با نسخهای از پیتر پارکر (شخصیت اصلی و قهرمان سریال) مواجه هستیم که بیش از هر زمان دیگری، نماد استیصال انسان مدرن در برابر نظام تکنو- سرمایهداری است. جریانات تولید محتوا در غرب و بهویژه هالیوود، عمدتاً به دنبال حذف خدا و تعهد به ارزشهای دینی از زندگی نسلهای زد و آلفا هستند. ترویج زندگی تجردمحور و ضدخانواده بودن نیز بخشی از این تلاشهای پیدا و پنهان است که سعی دارد نسلهای تازه را به نیروهای تربیتیافته جهت ایفای نقشهای از پیش تعیینشده در ساختار تفکر سرمایهداری تبدیل کند.
سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، آغاز یک روایت گامبهگام از فروپاشی روانی و اجتماعی قهرمانی است که هالیوود میخواهد به جای «ناجی»، او را به «مهرهای کنترلشده» تبدیل کند. در قسمت اول، ما شاهد آن هستیم که کارگردانان با چه ترفندهایی، «خودخواهی» را به پوشش «رابینهودی» و «انزوا» را به پوشش «قدرت» میفروشند.
مزرعه حیوانات و جهش آغشته به خون
یکی از عمیقترین لایههای پنهان در قسمت اول این سریال، اشاره مستقیم به ریشههای ارتشمحور ابرقدرتهاست. روایت با یک فلشبک کوتاه از آزمایشگاههای مخفی دوران جنگ جهانی دوم آغاز میشود؛ جایی که ارتش ایالات متحده با الهام از پروژههای شکستخورده نازیها، بر روی «جهش ژنتیکی» برای ساخت سربازان ایدهآل کار میکند. این سکانس، بیننده را به این حقیقت تلخ رهنمون میکند که ابرقهرمانان غربی، هرچقدر هم ظاهر فریبنده و عدالتخواهانه داشته باشند، در عمق خود، محصولی از «ارتشسالاری» و علم عاری از اخلاق هستند.
اینجاست که استعاره «قلعه حیوانات» در ژانر مارول خود را به زیبایی نشان میدهد. درست مانند مزرعهای که خوکها شورش میکنند، در این سریال نیز پیتر پارکر گمان میکند برای عدالت میجنگد، اما در حقیقت، او تنها یک «حیوان تربیتشده» در باغوحش بزرگ صنایع نظامی است. ذات تکنولوژیک نیش عنکبوت که در این قسمت بازنمایی میشود، انسان امروزی را به موجودی بدل میکند که برای قدرت گرفتن، باید «ژنتیک» خود را به دست آزمونگران جنگی بسپارد. این شبههافکنی عمدی، وفاداری انسان به سرشت الهی خود را خدشهدار میکند و او را به موجودی دچار سوءاستفادههای ساختاری نشان میدهد.
اجتماع اقدام رابینهودی و باور خودخواهانه
در قسمت اول این سریال، پیتر پارکر در قامت یک «دزد شب» ظاهر میشود؛ او دست به دزدیهای کوچک میزند تا نیازمندان را یاری کند. این همان سبک «رابینهودی» است که غرب برای تطهیر چهره سرمایهداری از آن استفاده میکند. اما سؤال اینجاست: وقتی این «ابرقهرمان خودخواه» نه برای اصلاح نظام فاسد، بلکه صرفاً برای التیام موقت دردهای جامعه دست به دزدی میزند، آیا او قهرمان است یا یک «اخلالگر»؟
تحلیل دقیق این سکانسها نشان میدهد که هالیوود در این قسمت به شدت تلاش دارد تا مخاطب را متقاعد کند که «خودخواهی» و «فردگرایی» جوهره اصلی قدرت است. پیتر پارکر در این روایت، تنها به فکر نیاز خود و اطرافیان نزدیکش است و از هرگونه تعهد اجتماعی ماندگار فرار میکند. این دقیقاً همان نقطهای است که نظام سرمایهداری به دنبال تزریق آن به جوامع دیگر است؛ تفکری که میگوید «نجات جهان» یک کار انفرادی است و به هیچ اتحاد و همبستگی جمعی نیاز ندارد.
