
نگاهی به تازهترین مجموعه داستان شهره احدیت؛
«نیاوردهاند که…»؛ بازخوانی نانوشتههای متن زندگی
شهره احدیت در جدیدترین اثر خود با نام «نیاوردهاند که…»، دریچهای تازه به واقعگرایی اجتماعی گشوده است. این مجموعه داستان با روایتی صمیمی و زبانی بیپیرایه، به سراغ بخشهایی از زیستِ ایرانیان رفته است که معمولاً در لایههای زیرین سکوت مدفون میشوند؛ اثری که میان دانش جامعهشناسی نویسنده و قریحه داستاننویسی او پیوندی عمیق برقرار کرده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برخی کتابها با نامشان با مخاطب بازی میکنند. «نیاوردهاند که…» دقیقاً از همین دسته است. در سنت هزارساله ادبیات کلاسیک ما، عبارت «آوردهاند که…» سرآغازِ نقلِ حکایتهای معتبر و روایتهای رسمی بوده است، اما شهره احدیت با افزودن یک پیشوند ساده، مسیر را عوض میکند. او میخواهد از چیزهایی بگوید که در تاریخهای رسمی، در گزارشهای روزنامه و در قابهای شیک و ویترینی زندگی به چشم نمیآیند؛ همان چیزهایی که به تعبیر خودش، بخش اصلی زندگی هستند اما کمتر از آنها حرف زده میشود.
برای درک ژرفای این کتاب، باید ابتدا نویسندهاش را شناخت. شهره احدیت، زادهی کاشان و دانشآموختهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی، از اواخر دهه هفتاد شمسی گام در مسیر داستاننویسی حرفهای گذاشت. تجربه سالها ویراستاری در نشرهای معتبر و تألیف آثار پژوهشی در حوزه جامعهشناسی سیاسی و حقوق، به قلم او نگاهی تحلیلگر بخشیده است. او که پیش از این با رمان موفق «گورچین» توانایی خود را در خلق فضاهای داستانی پیچیده ثابت کرده بود، در این اثر جدید به سراغ فرم داستان کوتاه رفته است تا قطعات پازل جامعه امروز را در کنار هم بچیند.
