نیاز زن ایرانی به گواهینامه زندگی

پیامک معاونت امور زنان ریاست جمهوری درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان، به‌ظاهر اعلانی ساده درباره یک تسهیلات اداری بود

پیامک معاونت امور زنان ریاست جمهوری درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان، به‌ظاهر اعلانی ساده درباره یک تسهیلات اداری بود

جوان آنلاین: پیامک معاونت امور زنان ریاست جمهوری درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان، به‌ظاهر اعلانی ساده درباره یک تسهیلات اداری بود، اما زیر متن آن، دریایی از پرسش‌های اساسی درباره اولویت‌بندی نیاز‌های زنان ایرانی نهفته است. این پیام نه تنها یک اعلام سیاستی که آیینه‌ای از گفتمان موجود در حوزه مسائل زنان است که در آن، بحث‌های نمادین گاه جای مباحث بنیادین را می‌گیرند. این مقاله با رویکردی تحلیلی، فراتر از موضع‌گیری درباره این تصمیم خاص، به واکاوی نیاز‌های چندلایه زن ایرانی معاصر می‌پردازد که در سایه توجه به مسائل سطحی، اغلب نادیده می‌مانند. 

 داستان سارا: روایتی از زندگی در میان اولویت‌های گمشده
برای بررسی بهتر رویکرد نیاز‌های زنان جامعه خوب است با زندگی سارا، دختر ۲۷ساله‌ای از یک خانواده متوسط تهرانی آشنا شویم. او لیسانس مهندسی دارد، اما در یک اداره، کارمند ساده است. صبح‌ها زود بیدار می‌شود، نماز می‌خواند و با مترو به سر کار می‌رود. در مسیر، به پوستر تبلیغاتی یک کلاس موتورسواری ویژه بانوان چشمش می‌افتد. لحظه‌ای تصور می‌کند که چقدر جالب است، اما فکرش به مشکلات روزمره بازمی‌گردد: حقوقی که کفاف اجاره‌خانه و هزینه‌های مادر بیمارش را نمی‌دهد، احساس تنهایی عمیقی که هر شب سراغش می‌آید، ترس از آینده و تنها ماندن، خستگی جسمی ناشی از کار پشت میز بدون تحرک و شبهاتی که درباره بسیاری از مسائل دینی در ذهنش ایجاد شده، اما جایی برای پرسیدن نمی‌یابد. 

سارا عاشق کتاب است، اما در بازار کتاب، کمتر اثری می‌یابد که هم دغدغه‌های یک زن مذهبی امروزی را درک کند و هم از نظر ادبی غنی باشد. دوست دارد با دوستانش به فضای باز و امنی برود، قدم بزند و بخندد، اما چنین فضا‌هایی یا بسیار گران هستند یا احساس امنیت و راحتی در آنها ندارد. گاه در شبکه‌های اجتماعی به دنبال محتوای الهام‌بخش می‌گردد، اما بیشتر با تصاویر زندگی ایده‌آلِ دست‌نیافتنی یا شعار‌های کلیشه‌ای مواجه می‌شود. از همه مهم‌تر، سارا احساس می‌کند در حال از دست دادن زمان است. 

دوست دارد تشکیل خانواده دهد، اما مرد ایده‌آلش را نه در محیط کار می‌یابد، نه در مجالس محدود فامیلی. مهارت‌های زندگی مشترک را نمی‌داند. از طرفی، می‌ترسد اگر ازدواج کند و بچه‌دار شود، مجبور شود از شغلش (با تمام نارضایتی‌هایش) دست بکشد و کاملاً وابسته شود.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *