عصر ایران؛ یادداشت مهمان؛ حسین حدیدی (استاد دانشگاه) – در سال های اخیر، فضای فکری و رسانهای ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفت و گوی عالمانه، انصاف در داوری و تفکیک میان «نقد اندیشه» و «تخریب شخصیت» است.
مقاله ای با عنوان «از چهره آرایی سروش غافل نشوید» که در برخی سایت ها منتشر شده*، نمونه ای روشن از آمیختگی نقد سیاسی با ادبیات احساسی و اتهام محور است؛ متنی که بیش از آنکه به تحلیل علمی آراء عبدالکریم سروش بپردازد، بر برچسب زنی، هیجان سازی و القای فضای امنیتی تکیه کرده است.
این نوشته، درصدد دفاع مطلق از آرای عبدالکریم سروش نیست؛ چرا که بسیاری از دیدگاه های او در حوزه وحی، شریعت، معرفت دینی و نسبت دین و قدرت، قابل نقد و محل مناقشه اند. سخن اصلی آن است که نقدِ فکری باید بر پایه استدلال، سند و اخلاق باشد، نه توهین، تهمت و تخریب.
مقاله «از چهره آرایی سروش غافل نشوید» از چند نظر مورد نقد و اشکال است:
۱. غلبه ادبیات تخریبی بر منطق استدلال یکی از آشکارترین ضعفهای مقاله مورد بحث، استفاده گسترده از تعابیر تحقیرآمیز و غیر علمی است؛ واژگانی نظیر:«خائن»، «مکار»، «متعفن»، «کفتار»، «صهیونپناه»، «دجال گونگان» و مانند آن. چنین زبانی، زبان تحقیق و نقد علمی نیست، بلکه ادبیات تبلیغاتی، احساسی و هیجانی است. در سنت اسلامی، حتی در مواجهه با مخالفان عقیدتی const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
