نگاه فردوسی به مرزبانان ایران در شاهنامه ستودنی است 

در پردیس‌های ایرانی، جایگاه همه صنف‌ها و پیشه‌ها مشخص بوده حتی مرزبانان جایگاه‌شان دیده شده است. روحانیان، نظامیان، صنعتگران، کشاورزان، هنرمندان، نویسندگان و بازرگانان جایگاه‌شان دیده شده است. ایرانی‌ها اگرچه دیندار بوده‌اند، اما هیچ دینی را با زور نپذیرفته‌اند. فرهنگ شیعی به فرهنگ دوران ایران باستان بسیار نزدیک است. برای همین ما مسلمان شده‌ایم و هنوز در دوران کنونی، زورخانه را که جایگاه ورزش باستانی است، نگه داشته‌ایم که از میراث و آیین باستان برجای مانده است

در پردیس‌های ایرانی، جایگاه همه صنف‌ها و پیشه‌ها مشخص بوده حتی مرزبانان جایگاه‌شان دیده شده است. روحانیان، نظامیان، صنعتگران، کشاورزان، هنرمندان، نویسندگان و بازرگانان جایگاه‌شان دیده شده است. ایرانی‌ها اگرچه دیندار بوده‌اند، اما هیچ دینی را با زور نپذیرفته‌اند. فرهنگ شیعی به فرهنگ دوران ایران باستان بسیار نزدیک است. برای همین ما مسلمان شده‌ایم و هنوز در دوران کنونی، زورخانه را که جایگاه ورزش باستانی است، نگه داشته‌ایم که از میراث و آیین باستان برجای مانده است

جوان آنلاین: در دورانی به سر می‌بریم که لفاظی‌های تهدیدآمیز رئیس‌جمهور یک کشور متخاصم سوژه اخبار جهان است. در چنین وضعیتی آگاهی از جایگاه ایران در حکمت فردوسی به عنوان شاعری که موجب ماندگاری نام ایران و سرزمین ایران شده است و معرفی این حقیقت به نسل جدید اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در این ارتباط «جوان» با یاسر موحدفرد، دبیرکل بنیاد فردوسی گفت‌و‌گو کرده است. 

شاید بد نباشد به عنوان نخستین پرسش درباره آبشخور‌های معرفتی شاهنامه فردوسی سخن بگوییم، چون در اندیشه این شاعر بزرگ خرد جایگاه ویژه‌ای دارد و این قابل انکار نیست. 

حکمت فردوسی بر پایه تاریخی ۱۰ هزار ساله استوار شده است. بر همین پایه، وقتی یک کشور بهره‌مند از چنین تاریخ بزرگی است، انتظار می‌رود آثار مکتوب فراوانی هم از آن برجای مانده باشد، اما شوربختانه با تنگ‌نظری‌ها و تنگ‌چشمی‌هایی که دشمنان ایران به این اندیشه داشته‌اند و کتاب‌سوزی‌هایی که انجام شده این میراث مکتوب از میان رفته، به همین روی از این تاریخ ۱۰ هزار ساله آثار مکتوب کمی برجای مانده است، با این حال آثاری به گونه حجاری روی سنگ و کتیبه‌ها داریم، اما آثاری که به گونه کاغذی یا چرمی بوده باشد، بسیاری از آنها از میان رفته‌اند. راز مانایی فردوسی، زنده نگه‌داشتن تاریخ کهن یکپارچه ایرانیان است که وقتی ما از تاریخ تمدن ایران بزرگ یاد می‌کنیم، یک‌سوم جهان را دربرمی‌گیرد و خیلی از تمدن‌های بزرگ در حاشیه تمدن ایرانی قرار می‌گیرند و خیلی از خرده‌تمدن‌ها را دربرمی‌گیرد که از هند و چین تا آسیای میانه و قفقاز و حتی بخش‌هایی از روسیه و اروپای شرقی تا منطقه جنوب غرب آسیا و حتی شمال آفریقا را شامل می‌شود. تمدن‌های بزرگی همچون یونان و مصر هم مدت‌ها زیر نظر تمدن ایرانی زیسته‌اند و حتی سال‌های پی در پی در زیر چنبره تمدن ایران بوده‌اند. محور اصلی تمدن ایرانی همواره یکتاپرستی بوده است و بر پایه هستی‌شناسی و مردم‌شناسی بنیان گذاشته شده که آثار معرفتی شایسته و نابی را در دل خویش داشته است. وقتی ما از حکمتی یاد می‌کنیم، باید بتوانیم ردپای آن را در میان بزرگان آن یافت کنیم. در ایران در کنار فردوسی، شخصیتی همچون فارابی را داریم. در آخرین پژوهش‌هایی که در بنیاد فردوسی انجام دادم و در قالب کتابی به نام «از حکمت فارابی تا حکمت فردوسی» نشر یافته به این اشاره کرده‌ام که بنیان برخی فلسفه‌ها در یونان باستان وجود نداشته، مانند فلسفه دین و فلسفه علم که فارابی آنها را پایه‌گذاری کرده است. فارابی و فردوسی، اندیشه‌های ایرانی را با اندیشه‌های ناب اسلامی پیوند زدند، چون به درستی درک کردند که این دو، نه تنها در تضاد هم نیستند بلکه در راستای هستی‌شناسی خداشناسانه قرار دارند. یونانی‌ها در حماسه‌سرایی هومر را دارند، اما آثار آنها از نظر معرفتی قابل مقایسه با اندیشه فردوسی نیست. 

به نظر می‌رسد فردوسی از اسلام ناب که ایرانیان با آغوش باز و درایتی که داشتند آن را پذیرفتند، بهره‌مندی بجا داشته و اجازه ایجاد دوقطبی معرفتی بیجا را از دشمنان ایران سلب کرده است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *